از زمین بازی تا مهارت زندگی،چیزهایی که نوجوان از فوتبال یاد میگیرد.

این جمله که "فوتبال واقعا عشقه!"کاملا درسته،به خصوص اگر بفهمی تماشای فوتبال چند تا تاثیر مثبت هم روی زندگیت داره:
۱. تنظیم هیجان؛ درسی که هیچ کلاسی یاد نمیده.
یکی از مهمترین مهارتهایی که روانشناسان برای سلامت روان ضروری میدونن، "تنظیم هیجانی" است، یعنی توانایی مدیریت احساسات شدید بدون اینکه یا سرکوبشون کنیم یا اسیرشون بشیم.
فوتبال، بدون اینکه اسمش رو ببره، دقیقاً این مهارت رو تمرین میده. نوجوان در طول یه بازی ۹۰ دقیقهای، دهها بار بین امید و ناامیدی، هیجان و اضطراب، شادی و خشم جابجا میشه. هربار که این نوسان رو توی یه فضای امن  مثل خونه، کنار خانواده  تجربه میکنه، مغزش داره یاد میگیره که احساسات قوی گذرا هستن.
جیمز گراس، روانشناس دانشگاه استنفورد، در مدل مشهورش از تنظیم هیجان نشون داده که بهترین روش یادگیری این مهارت، تجربهی واقعی هیجان در بستر امنه، نه سرکوب کردن احساس و نه توضیح دادن انتزاعی دربارهاش فوتبال دقیقاً همین بستر رو فراهم میکنه.
۲. هویتیابی؛ من کیم و به کجا تعلق دارم؟
اریک اریکسون، روانپزشک و نظریهپرداز مشهور تحول انسانی، معتقد بود که بزرگترین چالش دورهی نوجوانی "بحران هویت" است. نوجوان داره به دنبال جواب سه سوال اساسی میگرده: من کیستم؟ به کجا تعلق دارم؟ چه چیزی برام ارزش داره؟
طرفداری از یه تیم، به شکل جالبی به این سه سوال جواب میده. نظریهی"هویت اجتماعی"هنری توضیح میده که بخشی از تعریف هر انسانی از خودش، از گروههایی میآد که بهشون تعلق داره. وقتی نوجوان میگه "من طرفدار ایرانم"، داره یه قطعه از پازل هویتش رو جا میذاره. و این احساس تعلق  به ویژه در جام جهانی که یه اتفاق ملی و جمعی است بهش میگه: "تو تنها نیستی. تو بخشی از یک جامعه  بزرگتری"
تحقیقات نشون داده نوجوانانی که این حس تعلق اجتماعی رو دارن، در برابر افسردگی و اضطراب مقاومترن.
۳.تابآوری؛ شکست خوردن و دوباره بلند شدن
یکی از چیزهایی که فوتبال بهتر از خیلی از درسهای زندگی منتقل میکنه، مفهوم تابآوری است. هر بازیای که تیم محبوب میبازه، یه تجربهی واقعی از شکست است، ولی شکستی که پایانی نداره. بازی بعدی هست. فصل بعدی هست. جام بعدی هست.
از دید روانشناسی مثبت گرا، از جمله مارتین سلیگمن در پارادایم "روانشناسی مثبتنگر"، معتقدند که یادگیری مواجهه با شکست در یه محیط کمخطر، یکی از بهترین راههای تقویت ظرفیت روانی است. نوجوانی که یاد میگیره بعد از باخت تیمش دوباره امیدوار بشه، داره یه مهارت حیاتی برای زندگی واقعی تمرین میکنه.
خانواده: فرق بین لحظه و خاطره
همهی این مهارتها، در یک بستر شکوفا میشن: حضور خانواده.
نوجوانی که بازی  رو با خانواده میبینه،نسبت به نوجوانی که بازی رو تنهایی می بینه،پایه قوی تری از احساسات رو داره! اینجوری که از نظر تحقیقات در حوزهی روانشناسی تحولی نشون میده خاطرات مشترک احساسی بین والد و فرزند،که یکی از قویترین پایههای دلبستگی ایمن هستن،به وجود میاد. پیوندی که سالها بعد،وقتی نوجوان با یه بحران واقعی روبرو شد،تاب آوری بهتری دربرخود با موقعیت میتونه داشته باشه.
فوتبال یه آزمایشگاه کوچیکه برای تنظیم هیجان،هویتیابی،تابآوری،و همکاری ست. نوجوانی که در این آزمایشگاه  در کنار خانوادهاش رشد میکنه، داره چیزی یاد میگیره که هیچ کلاس فوقبرنامهای نمیتونه بهش بده.
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:
۱. مغز نوجوان —( راهنمای علمی و کاربردی برای فهمیدن دنیای درونی نوجوانان) نویسنده: سیگل، دنیل جی.
۲.Gross, J. J. (۲۰۱۵). Emotion Regulation: Current Status and Future Prospects. Psychological Inquiry, ۲۶(۱), ۱–۲۶.
۳.Tajfel, H., & Turner, J. C. (۱۹۷۹). An integrative theory of intergroup conflict. In W. G. Austin & S. Worchel (Eds.), The social psychology of intergroup relations (pp. ۳۳–۴۷).
دینا دلیر
نویسنده