بازیِ مشترک؛ راهی ساده برای کمتر مضطرب بودن

در سالهای اخیر، تحقیقات روانشناسی و علوم اعصاب هم این رو تأیید کردند: بازیهای حرکتیِ مشترک میتواند به کم شدن اضطراب، بیشتر شدن احساس امنیت و قویتر شدن پیوند خانوادگی کمک کنند. این اتفاق فقط به خاطر سرگرم شدن نیست؛ چون بازی و حرکت باعث میشود:
بدن از حالت تنش و استرس بیرون بیاید،
والد و فرزند راحتتر با ارتباط می گیرند،
و حسِ «با هم بودن و تنها نبودن» در خانواده بیشتر شود.
- چرا بازیِ حرکتی اضطراب رو کم میکنه؟
بازیِ بدنی چند تا مسیر خیلی مهم داره که کمک میکنه اضطراب کمتر بشه:
۱) تنشِ بدن رو خالی میکنه
بدنِ مضطرب معمولاً پر از تنشه. یعنی چی؟ یعنی عضلهها سفتن، نفسها کوتاهتره، دلشوره توی بدن میپیچه. حالا وقتی بچه میدوه، میپره، کشوقوس میاد،بدنش اون فشار جمعشده رو بیرون میریزه. انگار بدن میگه:«اوکی،یه کم سبک شدم.»
۲) حواس رو از نگرانی میکَنه و میاره توی لحظه
اضطراب معمولاً با فکرهای تکراری میاد: «نکنه…»، «اگه اینطوری بشه چی؟»
ولی توی بازی، ذهن مجبور میشه روی کاری که الان داره انجام میده تمرکز کنه. دنبال کردن، جاخالی دادن، توپ گرفتن، پریدن… همین باعث میشه توجه از فکرهای نگرانکننده بیاد بیرون و فرزندمون بیشتر توی «الان» قرار بگیره. این کار کمک میکنه نشخوار فکری کمتر بشه.
۳) کنار والد، حس امنیت قویتر میشه
یه بخش مهم اضطراب، «حس ناامنی»هست. حالا وقتی بچه وسط بازی میبینه والد آرامه، همراهه، لبخند میزنه، گیر نمیده،و فضا رو امن نگه میداره… بدن بچه یه پیام خیلی مهم میگیره: «اینجا امنه.»
این تجربه برای بچهها و حتی نوجوانهایی که اضطراب دارن مثل کلید می مونه، چون امنیت روانی دقیقاً نقطه مقابل اضطرابه.
بازی و پیوند خانوادگی؛ چرا با هم خندیدن اینقدر مهمه؟
پیوند خانوادگی فقط با حرف زدن ساخته نمیشه. گفتوگو مهمه، ولی خیلی از عمیقترین صمیمیتها توی «تجربههای مشترک» شکل میگیره.بازی یکی از بهترین تجربههاست چون خانواده رو از نقشهای خشک روزمره بیرون میاره وبه یک تیم تبدیل میکنه. وقتی والد و فرزند با هم بازی میکنن:
هر دو توی یه تجربه مشترک شریک میشن
فاصلهی قدرت کمتر میشه (یعنی رابطه از حالت بالا به پایین درمیاد)
خنده و شادی فضا رو نرمتر میکنه
بچه حس میکنه دیده میشه و پذیرفته میشه
از نظر علمی هم پشتش حرف هست: پژوهشها دربارهی همتنظیمگری هیجانی نشون میدن بچهها مخصوصاً تو سن پایین، خیلی از تنظیم هیجان رو از طریق رابطه با والد یاد میگیرن. یعنی والدِ آروم و درگیرِ بازی، عملاً به سیستم عصبی بچه کمک میکنه آرومتر بشه.
چند پیشنهاد عملی برای خانوادهها
برای اجرا کردن این ایدهها لازم نیست بازی های گرون داشته باشیم. چند تا نمونه ساده:
۱) بازیهای کوتاه و حرکتی مثل: (توپبازی سبک_ طناب کشی _بازیهای تقلیدی و نمایشی)
۲) کم ولی منظم
همون ۱۰ تا ۲۰ دقیقه در روز هم میتونه اثرگذار باشه، به شرطی که واقعاً با حضور باشه؛
یعنی گوشی کنار، حواس جمع.
۳) از خنده کمک بگیرین
شوخیهای بیضرر، نقشبازی کردن، خندیدن به اشتباههای کوچیک توی بازی… فضا رو
امنتر و صمیمیتر میکنه.
جمعبندی
بازی وقتی با حرکت بدنی و حضور عاطفی والد همراه میشه، فقط تفریح نیست؛ یه ابزار جدی برای کم شدن اضطراب، بهتر شدن تنظیم هیجان و قویتر شدن پیوند خانوادگیه. بدن که فعالتر میشه، ذهن هم معمولاً آرومتر رابطه امنتر میشود.
تو دنیایی که اضطراب توی بچهها، نوجوانها و حتی خودِ والدین بیشتر شده، شاید یکی از سادهترین و مؤثرترین راهها برای ساختن یه خانواده سالم همین باشه: با هم حرکت کنیم، با هم بخندیم و با هم حس امنیت بسازیم.
برای مطالعه بیشتر:
·  Black, S. (۲۰۲۴). The central role of mindful parenting in child’s emotional regulation and human flourishing: a blueprint perspective. Frontiers in Psychology.
۲.نقش بازی در رشد کودکان-نوشته :احمدخاکی
۳.تفکر،بازی کودک است (راهنمای بازی های آموزشی به کودکان)-نوشته :زهرا توکلی میهمی
۴.کودک به عنوان فردی اجتماعی-(رویکردی روان شناختی نسبت به تحولات ذهنی کودک
در بستر اجتماع)-نوشته :سارا میدوز
دینا دلیر
نویسنده