روان‌شناسی نوجوان

نسلی که در سکوت، با اضطراب زندگی می‌کند

رضا خسروی
۴ خرداد ۱۴۰۵
6 دقیقه مطالعه
10 بازدید
نسلی که در سکوت، با اضطراب زندگی می‌کند
اشتراک‌گذاری مقاله

اگر از بسیاری از نوجوانان امروز بپرسیم "حالت چطور است؟"، احتمالاً جواب کوتاهی می‌شنویم:

"خوبم."

اما پشت همین جواب ساده، گاهی دنیایی از نگرانی، فشار ذهنی و اضطراب پنهان شده است؛ اضطرابی که نه همیشه دیده می‌شود و نه همیشه به زبان می‌آید.

نسل امروز، نسلی است که بیش از هر زمان دیگری در معرض ارتباط، اطلاعات و دیده شدن قرار دارد. اما تضاد ماجرا اینجاست که در همین دنیای پر از ارتباط، احساس تنهایی و اضطراب در میان بسیاری از نوجوانان بیشتر شده است.

اضطراب همیشه شبیه چیزی که در فیلم‌ها می‌بینیم نیست. همیشه به شکل حمله‌های شدید اضطرابی یا آشفتگی‌های واضح ظاهر نمی‌شود. گاهی اضطراب آرام و بی‌صدا وارد زندگی فرد می‌شود و به مرور در افکار و رفتارهای روزمره جا می‌گیرد.

نوجوان ممکن است درس بخواند، با دوستانش ارتباط داشته باشد، در شبکه‌های اجتماعی فعال باشد و حتی از بیرون فردی آرام و عادی به نظر برسد. اما در درون، ذهنش مدام در حال فکر کردن، مقایسه کردن، نگرانی و پیش‌بینی قضاوت دیگران است.

بسیاری از نوجوانان امروز احساس می‌کنند همیشه زیر نگاه دیگران هستند. از طرف دیگر، شبکه‌های اجتماعی نوعی فرهنگ "دیده شدن" ایجاد کرده‌اند. در این فرهنگ، ارزشمندی فرد گاهی با تعداد لایک‌ها، بازدیدها یا واکنش‌های دیگران سنجیده می‌شود.

برای بسیاری از نوجوانان، گرفتن تأیید از دیگران تبدیل به بخشی از تجربه روزمره شده است. وقتی یک پست توجه زیادی جلب می‌کند، احساس خوبی ایجاد می‌شود و وقتی واکنش‌ها کمتر از انتظار باشد، ممکن است حس ناامیدی یا تردید نسبت به خود به وجود بیاید.

این چرخه تأیید گرفتن، ذهن نوجوان را به شدت حساس می‌کند. او یاد می‌گیرد که مدام خودش را از نگاه دیگران ببیند. به همین دلیل ممکن است پیش از صحبت کردن، پیش از ارسال یک عکس یا حتی پیش از ابراز نظر، بارها و بارها فکر کند که دیگران چه واکنشی نشان خواهند داد.

این نگرانی مداوم درباره قضاوت شدن، یکی از زمینه‌های شکل‌گیری اضطراب اجتماعی است.

در کنار فضای مجازی، مدرسه نیز نقش مهمی در تجربه روانی نوجوانان دارد. مدرسه می‌تواند محیطی برای رشد، یادگیری و شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس باشد. اما وقتی نوجوان احساس کند ارزش او تنها به نمره‌ها، موفقیت‌های تحصیلی یا مقایسه با دیگران وابسته است، ممکن است به تدریج دچار نگرانی دائمی درباره عملکرد خود شود.

حتی اشتباه‌های کوچک هم می‌توانند برای او معنای بزرگی پیدا کنند. در چنین شرایطی، برخی نوجوانان ترجیح می‌دهند کمتر دیده شوند، کمتر نظر بدهند و کمتر در جمع‌ها حاضر شوند تا احتمال قضاوت شدن کاهش پیدا کند.

این همان نقطه‌ای است که اضطراب اجتماعی می‌تواند آرام‌آرام شکل بگیرد. فرد، نه به این دلیل که توانایی ندارد، بلکه به دلیل ترس از ارزیابی دیگران، از موقعیت‌های اجتماعی فاصله می‌گیرد. ممکن است در کلاس کمتر صحبت کند، از ارائه دادن بترسد یا در جمع‌های جدید احساس ناراحتی داشته باشد. در حالی که در درون خود، تمایل زیادی به ارتباط و پذیرفته شدن دارد.

یکی از ویژگی‌های مهم اضطراب در نسل جدید این است که اغلب پنهان باقی می‌ماند. بسیاری از نوجوانان یاد گرفته‌اند احساسات خود را مخفی کنند. آن‌ها ممکن است تصور کنند که بیان نگرانی یا اضطراب نشانه ضعف است یا اینکه دیگران آن‌ها را درک نخواهند کرد. به همین دلیل، ترجیح می‌دهند سکوت کنند و مشکلات خود را در ذهنشان نگه دارند.

فکر کردن بیش از حد درباره آینده، نگرانی از قضاوت دیگران، ترس از شکست یا احساس عقب ماندن از دیگران، می‌تواند به مرور انرژی روانی زیادی از فرد بگیرد.

ایجاد تعادل میان دنیای آنلاین و زندگی واقعی نیز می‌تواند به سلامت روان نوجوانان کمک کند. وقتی نوجوان فرصت داشته باشد در فعالیت‌های واقعی، ارتباط‌های چهره‌به‌چهره و تجربه‌هایی خارج از فضای مجازی شرکت کند، ذهن او فرصت بیشتری برای آرام گرفتن پیدا می‌کند.

نسلی که امروز در سکوت با اضطراب زندگی می‌کند، لزوماً نسلی شکننده‌تر یا ناتوان‌تر نیست. آن‌ها در شرایطی رشد کرده‌اند که حجم محرک‌ها، مقایسه‌ها و انتظارات اجتماعی بسیار بیشتر از گذشته شده است. طبیعی است که ذهن نوجوان در چنین فضایی گاهی خسته و نگران شود.

آنچه بیش از هر چیز می‌تواند به این نسل کمک کند، ایجاد فضایی است که در آن نوجوان مجبور نباشد احساساتش را پنهان کند. نوجوانان زمانی راحت‌تر درباره اضطراب‌ها و نگرانی‌هایشان صحبت می‌کنند که مطمئن باشند با سرزنش، نصیحت‌های عجولانه یا مقایسه شدن با دیگران روبه‌رو نخواهند شد.

نسل امروز شاید بیشتر از هر چیز به این نیاز دارد که بداند قرار نیست همیشه کامل باشد. وقتی این پیام در محیط خانواده، مدرسه و جامعه تقویت شود که انسان بودن یعنی یاد گرفتن، رشد کردن و گاهی هم اشتباه کردن، فضای روانی سالم‌تری برای رشد نوجوانان شکل می‌گیرد.

در چنین فضایی، اضطراب دیگر یک تجربه پنهان و فرساینده نخواهد بود، بلکه احساسی می‌شود که می‌توان درباره آن حرف زد و راهی برای مدیریت آن پیدا کرد.

وقتی چنین فضایی برای گفت‌وگو و درک متقابل شکل بگیرد، اتفاق مهمی می‌افتد: اضطراب دیگر تجربه‌ای کاملاً تنها و پنهان باقی نمی‌ماند. نوجوان کم‌کم متوجه می‌شود بسیاری از احساساتی که تجربه می‌کند، برای دیگران هم آشناست.

این آگاهی ساده می‌تواند بخشی از فشار روانی را کاهش دهد، زیرا یکی از سنگین‌ترین بخش‌های اضطراب، همان احساس تنهایی در تجربه آن است.

به همین دلیل، ایجاد فضاهایی که در آن نوجوانان بتوانند تجربه‌هایشان را با هم به اشتراک بگذارند اهمیت زیادی دارد. وقتی نوجوان احساس کند دیده می‌شود، اعتماد بیشتری به ارتباط با دیگران پیدا می‌کند. این تجربه می‌تواند به تدریج از شدت ترس از قضاوت شدن هم کم کند.

در کنار این موضوع، آگاهی پیدا کردن درباره احساسات و شناخت بهتر هیجان‌ها نیز نقش مهمی دارد. بسیاری از نوجوانان دقیقاً نمی‌دانند آنچه تجربه می‌کنند نامش چیست. گاهی احساس دل‌شوره، بی‌قراری یا نگرانی دائمی دارند، اما نمی‌دانند چگونه آن را توضیح دهند. وقتی نوجوان یاد می‌گیرد احساساتش را بشناسد و برای آن‌ها نام بگذارد، قدم مهمی در مدیریت آن‌ها برمی‌دارد.

شناخت اضطراب به این معنا نیست که آن را کاملاً از بین ببریم. اضطراب در مقدار طبیعی، بخشی از سازوکار ذهن انسان برای محافظت و آمادگی در برابر چالش‌هاست. مسئله زمانی ایجاد می‌شود که این احساس دائمی و فرساینده شود و اجازه ندهد فرد با آرامش در موقعیت‌های اجتماعی حضور پیدا کند یا از تجربه‌های جدید لذت ببرد.

فعالیت‌های بدنی، ارتباط‌های واقعی با دوستان، تجربه‌های خلاقانه و حتی لحظه‌هایی از فاصله گرفتن از جریان دائمی اطلاعات، کمک می‌کند نوجوان دوباره احساس تعادل بیشتری در زندگی داشته باشد.

همزمان لازم است به نوجوانان یادآوری شود که زندگی واقعی با آنچه در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود تفاوت زیادی دارد. بسیاری از تصاویر و روایت‌هایی که در فضای مجازی منتشر می‌شوند، تنها بخش کوچکی از واقعیت هستند؛ بخش‌هایی که معمولاً بهترین و جذاب‌ترین لحظه‌ها را نشان می‌دهند. وقتی نوجوان این موضوع را درک کند، مقایسه‌های ذهنی او تا حدی کاهش پیدا می‌کند و فشار کمتری احساس خواهد کرد.

در نهایت، مهم است به یاد داشته باشیم که نسل امروز در حال یاد گرفتن راه‌های تازه‌ای برای زندگی در دنیایی پیچیده‌تر است. اضطراب‌هایی که آن‌ها تجربه می‌کنند، بخشی از مواجهه با همین پیچیدگی‌هاست.

اگر این نسل فرصت داشته باشد در محیطی امن، قابل اعتماد و فهمیده رشد کند، می‌تواند مهارت‌هایی پیدا کند که به او کمک می‌کند با این فشارها سازگارتر شود.

در چنین مسیری، شاید مهم‌ترین تغییر این باشد که درباره اضطراب بیشتر صحبت شود و کمتر پنهان بماند. وقتی اضطراب از حالت تجربه‌ای خاموش و شخصی خارج شود و به موضوعی قابل گفت‌وگو تبدیل شود، نوجوانان یاد می‌گیرند که با احساسات خود تنها نیستند و می‌توانند برای مدیریت آن‌ها از دیگران کمک بگیرند.

همین آگاهی می‌تواند نقطه شروعی برای ساختن رابطه‌ای سالم‌تر با ذهن، احساسات و دنیای اطراف باشد.

رضا خسروی

نویسنده