خانواده و فرزندپروری

والدِ درمانگر یا والدِ منتقد؟

دینا دلیر
۲۸ خرداد ۱۴۰۵
۴ دقیقه مطالعه
۳ بازدید
والدِ درمانگر یا والدِ منتقد؟
اشتراک‌گذاری مقاله

اینجا یک سؤال مهم مطرح می‌شود: آیا والد باید برای فرزندش نقش یک درمانگر را داشته باشد یا یک منتقد را؟ و اصلاً مرز بین این دو کجاست؟ در این مقاله می‌خواهیم درباره همین مرز مهم حرف بزنیم؛ اینکه چطور مراقبت از سلامت روان خودِ والد، مستقیماً به امنیت روانی فرزند مان کمک می کند.

-"والدِ درمانگر" یعنی چه؟

وقتی در مورد «والدِ درمانگر» صحبت می‌کنیم، منظورمان این نیست که قرار است نقش یک روان‌شناس حرفه‌ای را بازی کنید!

والد در خانه، مثل یک «لنگر آرامش» عمل می‌کند. فکر کنید ذهن و احساسات نوجوان،گاهی مثل یک دریا طوفانی می‌شود. موج‌های اضطراب، خستگی، یا ناراحتی می‌آیند و نوجوان را حسابی به‌هم می‌ریزند. اینجاست که نقش «والدِ درمانگر» پررنگ می‌شود.

وقتی شما آرام، قابل‌اعتماد و در دسترس باشید، مثل یک آرام‌ بخش طبیعی عمل می‌کنید. ذهن و احساسات نوجوان که در آن طوفان هیجانی گیر کرده، به تدریج آرام می‌گیرد و دوباره به تعادل برمی‌گردد.

«والدِ درمانگر» یعنی:

  • - بیشتر از اینکه دنبال مقصر بگردد، سعی می‌کند بفهمد چه چیزی باعث این حالِ بد شده.

  • - قبل از اینکه فوراً راه‌حل بدهد، اول اجازه می‌دهد نوجوان احساسش را بیان کند و او با دقت گوش می‌دهد.

  • - به جای اینکه با قضاوت بگوید: «چرا این‌قدر بی‌حالی؟»،می‌پرسد:«چی شده که این‌قدر حالت گرفته؟»

پس «والدِ منتقد» چه می‌کند و چرا تاثیر مخرب برای این نسل دارد؟

منتقد بودن یعنی شما بیشتر از اینکه رابطه را نگه دارید، دارید «عملکرد» را ارزیابی می‌کنید.

منتقد، حتی وقتی نگران است،آن را اینگونه بیام می کند:

«این‌همه امکانات داری، باز هم کم میاری؟»

مشکل این جملات فقط ناراحت ‌کننده بودن ‌شان نیست؛ پیام پنهان دارد که :«تو به شرطی قابل ‌قبولی که خوب عمل کنی.».

این پیام مثل فشارِ اضافه عمل می‌کند و مغزش را سمتِ دفاع می برد.

پس یا کمال‌گرا می‌شود و برای اینکه اشتباه نکند، آن‌قدر معیارها را بالا می‌برد که شروع کردن سخت می‌شود.

یا می‌رود سمت اجتناب/اهمال‌کاری چون ذهنش می‌گوید: «اگر شروع کنم و خوب نشه، آبرو می‌ره»؛ پس نرفتن سراغش امن‌تر به نظر می‌رسد. یا وارد  بازی تعارض و لجبازی می‌شود تا احساس کنترل و عزت‌نفسش را پس بگیرد: «اصلاً به شما ربطی نداره، خودم می‌دونم».

در هر سه حالت،مسئله این است که نوجوان دارد از خودش در برابر ترسِ کافی نبودن محافظت می‌کند.

مراقبت از خودِ والد؛ چرا مستقیم روی امنیت روانی فرزند اثر دارد؟

اینجا یک جمله‌ی خیلی مهم هست: والد، سیستم عصبیِ دومِ فرزند است.اگر والد دائماً خسته، بی‌خواب، یا درگیر اضطراب‌های حل‌نشده باشد، عملاً خانه یک فضای «بی‌ثبات» می‌شود. نوجوان هم ناخودآگاه وارد حالت آماده‌باش می‌شود: یا بیش‌ازحد حساس می‌شود، یا پرخاشگر، یا منزوی.

پس مراقبت از خود والد، یک کار لوکس نیست؛ یک بخش از والدگری است. والد با انجام دادن این چند تمرین،میتواند از سلامت روان خودش مراقبت کند تا تاثیرپذیری منفی کمتری  بر روی فرزندش داشته باشد.

۱)والد قرار نیست ۲۴ ساعته در دسترس باشد:

مرز بگذارید :«الان خیلی خسته‌ام، ۳۰ دقیقه استراحت می‌کنم، بعد با تمرکز به حرفات گوش می‌دم.»این برای نسل Z و آلفا قابل درک است؛ چون «صداقت هیجانی» را می‌فهمند.

۲)خواب، تغذیه، روتین: پایه‌های امنیت روانی

والدی که خوابش به‌هم ریخته، خودش را سرکوب می‌کند، یا دائم در تنش است، ناخواسته اضطراب را منتقل می‌کند.

۳)اگر خودِ والد فرسوده است، کمک گرفتن نشانه بلوغ است

گاهی والد باید اول خودش درمان شود تا بتواند والدِ امن باشد.مشاوره فردی، زوج‌درمانی، یا حتی چند جلسه کوچینگ والدگری، می‌تواند فضای خانه را عوض کند.

جمع‌بندی

نوجوان‌های امروز بیشتر از «والدِ کامل» به والدِ باثبات نیاز دارند. والدِ درمانگر یعنی کسی که احساس را می‌فهمد، اما مرز را هم نگه می‌دارد؛ نه کسی که همه چیز را رها می‌کند، نه کسی که با انتقاد و شرم، فرزند را هل می‌دهد. و مهم‌تر از همه: امنیت روانی فرزند از جایی شروع می‌شود که والد یاد می‌گیرد خودش را تنظیم کند، از خودش مراقبت کند، و خانه را تبدیل کند به جایی که رابطه مهم‌ امن مهم تر است.

دینا دلیر

نویسنده