این تفاوت همیشه به معنای تنبلی یا درسنخوان بودن نیست. انگیزه دانشآموز به احساسی که نسبت به خودش، مدرسه، درس و تواناییهایش دارد هم وابسته است. برای فهم انگیزه، گاهی باید قبل از پرسیدن «چقدر درس خواندی؟» بپرسیم «مدرسه این روزها چه حسی به تو میدهد؟»
مهر برای همه یکشکل شروع نمیشود
یک دانشآموز از شب قبل کیفش را آماده میکند و منتظر دیدن دوستانش است.
دانشآموز دیگری صبح در مدرسه میگوید:
«حوصله ندارم برم.»یکی از برنامههای امسال حرف میزند و دیگری از همان هفته اول منتظر تعطیلی است.اولین برداشت ما ممکن است این باشد که یکی انگیزه دارد و دیگری ندارد. اما پشت این تفاوت میتواند چیزهای زیادی باشد؛ از رابطه با دوستان و معلم گرفته تا نگرانی درباره درسها، ترس از شکست یا حتی احساس دانشآموز نسبت به توانایی خودش.مهر فقط شروع دوباره درس نیست؛ شروع دوباره یک تجربه اجتماعی و روانی هم هست.
انگیزه فقط «خواستن» نیست
وقتی دانشآموز درس نمیخواند، معمولاً خیلی زود میگوییم:«انگیزه نداره.»اما انگیزه فقط به این مربوط نیست که دانشآموز بخواهد یا نخواهد درس بخواند.اینکه فکر کند «میتوانم از پسش بربیایم»، درس برایش ارزش یا معنایی داشته باشد و احساس کند تلاشش میتواند نتیجه ایجاد کند، همگی در انگیزه او نقش دارند.
اگر دانشآموز بارها شکست خورده باشد، مدام با دیگران مقایسه شود یا از قبل مطمئن باشد که نمیتواند موفق شود، حتی یک برنامه درسی عالی هم ممکن است برای ایجاد انگیزه کافی نباشد.گاهی پشت جمله «حوصله درس ندارم»، جمله دیگری پنهان شده:«فکر نمیکنم بتوانم.»
احساسات چطور روی یادگیری اثر میگذارند؟
دانشآموز فقط کتاب و دفترش را با خودش به مدرسه نمیبرد.اضطراب، امید، خجالت، لذت، غرور، ترس از شکست وارد کلاس میشوند.در روانشناسی آموزش به بخشی از این تجربهها هیجانهای پیشرفت گفته میشود؛ احساساتی که هنگام یادگیری، امتحان، موفقیت یا شکست تجربه میکنیم.این هیجانها میتوانند روی توجه، یادگیری و انگیزه اثر بگذارند.برای همین دانشآموزی که نسبت به مدرسه بیحوصله شده، لزوماً به درس اهمیت نمیدهد. ممکن است مضطرب باشد، احساس کند درسها برایش بیش از حد دشوارند یا آنقدر از شکست میترسد که ترجیح میدهد اصلاً شروع نکند.گاهی چیزی که ما بیانگیزگی میبینیم، در واقع یک احساس دیدهنشده است.
«من میتوانم» مهمتر از چیزی است که فکر میکنیم
دانشآموزی را تصور کنید که تصمیم گرفته امسال معدل خیلی بالایی بگیرد.چند هفته میگذرد، در یک امتحان نتیجه خوبی نمیگیرد و خیلی زود به این نتیجه میرسد:«من کلاً توی این درس ضعیفم.»اگر این تجربه تکرار شود، ممکن است کمکم فاصله گرفتن از درس برایش راحتتر از تلاش کردن و دوباره شکست خوردن باشد.به همین دلیل، تجربه موفقیتهای کوچک اهمیت دارد.هدفهایی که قابل دستیابیاند، بازخوردی که فقط روی اشتباهها متمرکز نیست و دیدن پیشرفت نسبت به گذشته خود دانشآموز میتواند به شکلگیری احساس توانمندی کمک کند.دانشآموزی که باور دارد تلاشش میتواند چیزی را تغییر دهد، دلیل بیشتری برای ادامه دادن دارد.
گاهی مسئله اصلاً درس نیست
ممکن است دانشآموز از نظر درسی مشکلی نداشته باشد اما هنوز دلش نخواهد به مدرسه برود.چرا؟چون مدرسه فقط محل آموزش نیست.
دوستیها، احساس پذیرفته شدن، رابطه با معلم، امنیت در کلاس و اینکه دانشآموز احساس کند «من هم به اینجا تعلق دارم»، بخشی از تجربه مدرسه هستند.احساس تعلق، توانمندی و داشتن مقداری حق انتخاب میتواند کیفیت انگیزه را تغییر دهد.بنابراین گاهی قبل از اضافه کردن کلاس، برنامه یا ساعت مطالعه، باید ببینیم دانشآموز اساساً چه رابطهای با محیط مدرسه دارد.
وقتی انگیزه کمرنگ میشود
افت انگیزه همیشه واضح نیست.ممکن است دانشآموز تکالیف را مدام عقب بیندازد، صبحها برای رفتن به مدرسه مقاومت کند، درباره خودش بگوید «من نمیتونم»، نسبت به درسهایی که قبلاً دوست داشته بیتفاوت شود یا بیش از حد درباره نمره و امتحان نگران باشد.
اما چند روز بیحوصلگی در شروع مدرسه هم به معنای وجود یک مشکل نیست.شروع سال تحصیلی خودش یک تغییر است و بعضی دانشآموزان برای هماهنگ شدن با برنامه خواب، کلاس، درسها و روابط جدید به زمان بیشتری نیاز دارند.
یک مکث برای خودشناسی
وقتی فرزندتان میگوید:«حوصله مدرسه ندارم.»
قبل از اینکه جواب بدهید:«هنوز اول ساله، از الان خسته شدی؟»میتوانید بپرسید:
«این روزها مدرسه بیشتر چه حسی بهت میده؟»شاید پاسخ او اطلاعاتی بدهد که هیچ کارنامهای نشان نمیدهد.
دو باور رایج
باور: دانشآموز باانگیزه باید همیشه برای درس خواندن انرژی داشته باشد.
واقعیت: انگیزه ثابت نیست. حتی دانشآموزان علاقهمند هم دورههایی از خستگی، نگرانی یا بیحوصلگی را تجربه میکنند.
باور: اگر کمی بیشتر به او فشار بیاوریم، انگیزه پیدا میکند.
واقعیت: ساختار و پیگیری لازماند، اما فشار بیشتر همیشه انگیزه بیشتر ایجاد نمیکند؛ مخصوصاً وقتی مسئله اصلی اضطراب، احساس ناتوانی یا نداشتن تعلق باشد.
چه زمانی بیشتر توجه کنیم؟
اگر بعد از دوره اولیه سازگاری، بیحوصلگی شدید همچنان ادامه داشته باشد یا با افت محسوس عملکرد، اضطراب زیاد، اجتناب از مدرسه، تغییر قابلتوجه در خواب یا رفتار و شکایتهای جسمانی مکرر همراه شود، بهتر است مسئله فقط به «درس نخواندن» نسبت داده نشود.گاهی افت انگیزه یک مسئله مستقل نیست؛ نشانهای است که میگوید باید کمی دقیقتر به تجربه دانشآموز نگاه کنیم.
برای شناخت بیشتر
برای فهم بهتر تجربه تحصیلی دانشآموز، چند ابزار موجود در رهنا میتوانند از زاویههای متفاوت کمک کنند.تست انگیزش تحصیلی هرمنس میتواند به شناخت بهتر نوع و کیفیت انگیزه دانشآموز برای یادگیری و فعالیتهای تحصیلی کمک کند.پرسشنامه ملال تحصیلی پکران و پری زمانی میتواند مفید باشد که بیحوصلگی، یکنواختی یا فاصله گرفتن از فعالیتهای درسی پررنگ شده باشد.تست اضطراب امتحان جاکوب و فریدمن نیز زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که نگرانی از ارزیابی، نمره یا شکست بخش مهمی از تجربه تحصیلی دانشآموز باشد.
این آزمونها قرار نیست با یک نمره مشخص کنند چرا یک دانشآموز «انگیزه ندارد». هرکدام بخشی از تجربه او را روشن میکنند تا تصویر دقیقتری از وضعیت تحصیلی و هیجانیاش شکل بگیرد.
یادت باشه
دانشآموز قرار نیست هر روز با شوق به مدرسه برود.اما وقتی انگیزه کم میشود، قبل از اینکه آن را به تنبلی نسبت دهیم، بهتر است ببینیم پشت آن چه میگذرد.گاهی دانشآموز قبل از انگیزه بیشتر، به این نیاز دارد که احساس کند دیده و فهمیده میشود.
منابع برای مطالعه بیشتر
Schoenherr, J., Schukajlow, S., & Pekrun, R. (۲۰۲۵). Emotions in mathematics learning: A systematic review and meta-analysis. ZDM–Mathematics Education
Ishida, A., & Sekiyama, T. (۲۰۲۴). Variables influencing students' learning motivation: Critical literature review. Frontiers in Education.
