بعضی کودکان برای عادتکردن به مدرسه به زمان بیشتری نیاز دارند. ممکن است چند روز اول گریه کنند، دلشان برای خانه تنگ شود یا قبل از رفتن کمی بیقرار باشند.
این واکنشها بهتنهایی به معنی وجود یک مشکل روانشناختی نیستند.
مسئله زمانی مهمتر میشود که نگرانی از جدا شدن، شدید و مداوم باشد و روی زندگی روزمره کودک اثر بگذارد؛ مثلاً رفتن به مدرسه مرتب تبدیل به بحران شود، کودک نگران باشد اتفاقی برای والدش بیفتد، نتواند بدون حضور او بخوابد یا جداییهای کوتاه هم برایش بسیار سخت شوند.
در کودکان، اضطراب همیشه با جمله «من اضطراب دارم» خودش را نشان نمیدهد. گاهی خودش را با دلدرد، سردرد، گریه، چسبیدن به والد یا نرفتن به مدرسه نشان میدهد.هر واکنشی در شرایط جدایی، به معنی اضطراب نیست.
چرا شروع مدرسه میتواند این احساس را بیشتر کند؟
برای یک بزرگسال، مدرسه شاید فقط چند ساعت دور بودن از خانه باشد؛ اما برای یک کودک، ماجرا میتواند خیلی بزرگتر باشد.
محیط تازه است، معلم تازه است، همکلاسیها تازهاند و قرار است کسی که همیشه نزدیکش بوده، چند ساعت کنارش نباشد.بعضی کودکان خیلی زود با این تغییر کنار میآیند. بعضی دیگر برای ساختن احساس امنیت به زمان بیشتری نیاز دارند.
پژوهشی روی والدین کودکان دبستانی در ایران هم نشان داده که تجربه اضطراب جدایی در این سن میتواند تحتتأثیر مجموعهای از شرایط کودک و خانواده باشد؛ یعنی معمولاً نمیشود فقط یک علت مشخص برای آن پیدا کرد.
والد چه کاری میتواند انجام دهد؟
گاهی از روی محبت، خداحافظی را طولانی میکنیم.
یک بار بغل میکنیم، برمیگردیم، دوباره توضیح میدهیم، چند دقیقه دیگر میمانیم و باز میگوییم: «نگران نباش، من همینجام.»
اما این رفتوبرگشتهای طولانی ممکن است برای بعضی کودکان جدایی را سختتر کند.
بهتر است خداحافظی کوتاه، قابلپیشبینی و مطمئن باشد.
مثلاً: «میدونم الان جدا شدن برات سخته. من بعد از مدرسه میام دنبالت.»
این جمله هم احساس کودک را جدی میگیرد و هم به او اطمینان میدهد که جدایی دائمی نیست.

ترس کودک را کوچک نکنیم:
جملههایی مثل: «دیگه بزرگ شدی.» یا «این که ترس نداره.»،«بقیه بچهها که گریه نمیکنن.»
معمولاً کمک زیادی نمیکنند.
کودک ممکن است علاوه بر ترس جدایی، حالا احساس کند نباید این ترس را هم نشان بدهد.
بهتر است اول احساسش دیده شود:«میفهمم که امروز رفتن برات سخت شده.»
بعد، بهجای حذف کامل موقعیت، کمک کنیم کمکم آن را تجربه کند.
هدف این نیست که هر بار کودک ناراحت شد، مدرسه نرود. هدف این است که احساس امنیت داشته باشد و در عین حال یاد بگیرد میتواند جداییهای کوتاه را تحمل کند.
پژوهشهای مربوط به مداخلات اضطراب جدایی هم نشان میدهند همراهی خانواده در کنار حمایتهای روانشناختی و آموزشی میتواند مهم باشد.
چه زمانی بهتر است بیشتر توجه کنیم؟
اگر این نگرانی هفتهها ادامه پیدا کرده، رفتن به مدرسه مرتب مختل شده، کودک دائماً نگران امنیت والد است یا خواب و فعالیتهای روزانهاش بههم ریخته، بهتر است موضوع فقط با عباراتی مثل «وابسته است» یا «لوس شده» توضیح داده نشود.
گاهی کودک فقط به زمان و همراهی نیاز دارد. گاهی شیوه جدایی و واکنش اطرافیان باید تغییر کند. و گاهی هم بررسی تخصصی میتواند کمک کند بفهمیم پشت این ترس چه میگذرد.
یادت باشه:
استقلال از جایی شروع نمیشود که کودک دیگر به والدش نیاز نداشته باشد.
استقلال زمانی شکل میگیرد که کودک کمکم تجربه کند:
«میتوانم از تو جدا شوم، چند ساعت بدون تو باشم و باز هم احساس امنیت کنم.»
پس هدف این نیست که ترس کودک را نادیده بگیریم؛ هدف این است که در کنار احساس امنیت، به او فرصت بدهیم قدمهای مستقل خودش را بردارد.
منابع برای مطالعه بیشتر:
Vaughan et al. (۲۰۱۷). Separation Anxiety Disorder in School-Age Children: What Health Care Providers Should Know.
Vossoughi et al. (۲۰۲۴). Psychological Strains After the Crisis: Evaluating Separation Anxiety Among Iranian Children and Adolescents in the Post-COVID-۱۹ Era.
Qutishat et al. (۲۰۲۶). Effectiveness of Therapeutic and Educational Interventions for Childhood Separation Anxiety: A Scoping Review
