مقالههای منتشرشده از ملينا محتشم در بلاگ رهنا.
کار کردن فقط بخشی از روز ما را پر نمیکند؛ گاهی بر احساسات، روابط خانوادگی و حتی شیوه گذراندن وقت با عزیزانمان تأثیر میگذارد.
اختلال زبان رشدی (DLD) یکی از اختلالات عصبرشدی است که میتواند توانایی فرد در درک و استفاده از زبان را تحت تأثیر قرار دهد.
استراحت یکی از نیازهای طبیعی جسم و ذهن است، اما گاهی حتی زمانی که مشغول کاری نیستیم، احساس میکنیم باید مفیدتر باشیم.
شکست همیشه به معنای نرسیدن به یک هدف نیست؛ گاهی از دست دادن یک شغل، پایان یک رابطه یا برآورده نشدن انتظارات، احساس ارزشمندی و آرامش ما را تحت تأثیر قرار میدهد.
گاهی یک پیام بیپاسخ، یک مخالفت ساده یا تغییر رفتار کسی که دوستش داریم، باعث میشود نگران شویم دیگر برای او مهم نیستیم.
حتماً شنیدهای که میگویند دخترها دلگرمی خانوادهاند یا داشتن دختر باعث میشود والدین در سالهای بعد کمتر احساس تنهایی کنند. اما آیا این باورها پشتوانه علمی دارند؟
گاهی حرفهای زیادی برای گفتن داریم، اما نمیدانیم از کجا شروع کنیم یا با چه کسی صحبت کنیم. ترس از قضاوت، جدی گرفته نشدن و تجربههای ناخوشایند گذشته ممکن است باعث شوند احساساتمان را پنهان کنیم.
عاشق شدن فقط یک تجربه احساسی نیست؛ مغز ما هم در شکلگیری این احساس نقش دارد. وقتی به کسی علاقهمند میشویم، بخشهایی از مغز که با پاداش، انگیزه و توجه ارتباط دارند، میتوانند فعالیت متفاوتی نشان دهند.
فقط برای چند دقیقه اینستاگرام را باز میکنیم، اما ناگهان متوجه میشویم نیم ساعت گذشته است. یک ریلز خندهدار، بعد یک ویدیوی آموزشی، بعد خبری عجیب و چند ثانیه بعد چیزی که دقیقاً به یکی از علایق ما مربوط است.
ممکن است دو نفر هر دو بگویند شریکشان را دوست دارند، اما احساس یکسانی نسبت به رابطه نداشته باشند. یکی در عمق رابطه احساس اطمینان میکند و دیگری مدام بین نزدیکی و تردید جابهجا میشود.
هوش مصنوعی در حال تغییر بازار کار است، اما این تغییر فقط به معنی حذف شغلها نیست. بعضی کارها خودکار میشوند، بعضی شغلها شکل تازهای پیدا میکنند و همزمان فرصتهای جدیدی به وجود میآیند.
علام نتایج برای بعضیها با خوشحالی همراه است و برای بعضی دیگر با سردرگمی، ناامیدی یا احساس از دست رفتن آینده. اما رتبه فقط بخشی از داستان را نشان میدهد.
در زمان انتخاب رشته، رتبه، دانشگاه، درآمد و بازار کار معمولاً بیشترین توجه را میگیرند. اما چند سال بعد سؤال متفاوتی مطرح میشود: «آیا از کاری که هر روز انجام میدهم راضی هستم؟»
گاهی با انرژی زیادی یک برنامه تازه را شروع میکنیم؛ باشگاه ثبتنام میکنیم، برنامه مطالعه مینویسیم یا تصمیم میگیریم یک مهارت جدید یاد بگیریم. چند روز بعد اما شور اولیه کم میشود و کار نیمهتمام میماند.
«دختر خوب» بودن در ظاهر با مهربانی، مسئولیتپذیری و توجه به دیگران همراه است. اما گاهی پشت این رفتارها ترس از ناراحت کردن دیگران، نیاز به تأیید، دشواری در نه گفتن و کنار گذاشتن خواستههای خود قرار دارد.
همه ما گاهی به گذشته برمیگردیم و میگوییم: «ای کاش طور دیگری انتخاب میکردم.» مشکل از جایی شروع میشود که این جمله دیگر یک فکر گذرا نباشد و تبدیل شود به قضاوت مداوم خود و زندگی امروز.
گاهی چیزی که گذشته را برایمان سنگین میکند، فقط یک تصمیم نیست؛ تصویری است از آدمی که فکر میکنیم میتوانستیم باشیم.
گاهی فکر میکنیم اگر مسیر دیگری را انتخاب میکردیم، امروز زندگی بهتری داشتیم. اما ذهن ما معمولاً زندگیِ انتخابنشده را فقط از بخشهای خوبش میسازد.
مدرسه فقط جایی برای یاد گرفتن درسها نیست. کودک و نوجوان بخش زیادی از روز خود را در آنجا میگذراند؛ با معلمها ارتباط میگیرد، با همکلاسیها تعامل دارد، اشتباه میکند، امتحان میدهد و کمکم جای خودش را در یک جمع پیدا میکند.
شروع مدرسه فقط برای کودک یک تغییر بزرگ نیست؛ برای والدین هم دورهای تازه شروع میشود. برنامه خواب و بیداری تغییر میکند، تکالیف و مسئولیتها بیشتر میشوند و نگرانیهایی درباره درس، دوستان و سازگاری کودک شکل میگیرد.
گاهی وقتی میبینیم کسی مدت زیادی وارد رابطه عاطفی نمیشود، سریع دنبال یک دلیل مشخص میگردیم: «حتماً از رابطه میترسد»، «اعتماد ندارد» یا «تجربه بدی داشته است». اما واقعیت به این سادگی نیست.
با کوتاهتر شدن روزها، خنک شدن هوا و تغییر رنگ طبیعت، بعضی افراد متوجه تغییراتی در حال و انرژی خود میشوند. ممکن است صبحها سختتر از خواب بیدار شوند، احساس خستگی بیشتری داشته باشند یا انگیزهشان برای انجام کارهای روزمره کمتر شود. این تجربه فقط یک احساس شخصی نیست؛ پژوهشها نشان دادهاند که تغییرات فصلی میتوانند در برخی افراد با تغییرات خلقی و رفتاری همراه باشند.البته این موضوع به این معنا نیست که هر کسی در پاییز احساس بیحوصلگی یا ناراحتی کند، بلکه واکنش افراد به تغییر فصل متفاوت است. عواملی مثل میزان نور دریافتی، سبک زندگی، فعالیت روزانه و شرایط روانی فرد میتوانند در این تغییرات نقش داشته باشند.
بازگشت به مدرسه برای بعضی از کودکان و نوجوانان فقط به معنی تمام شدن تعطیلات نیست؛ یعنی دوباره باید با برنامه صبحگاهی، تکالیف، امتحانها، معلمها، همکلاسیها و انتظارات مدرسه روبهرو شوند.
خیلی وقتها زمانی به سلامت روان خودمان توجه میکنیم که فشارها زیاد شدهاند؛ وقتی اضطراب، خستگی ذهنی، بیانگیزگی یا مشکلات روزمره آنقدر پررنگ شدهاند که روی زندگی ما اثر گذاشتهاند.
هوش مصنوعی دیگر فقط یک فناوری پیچیده برای متخصصان نیست؛ امروز بخشی از زندگی روزمره کودکان شده است.
فناوری بخش جداییناپذیر زندگی امروز شده است. کودکان و نوجوانان از همان سالهای ابتدایی با تلفن همراه، اینترنت، بازیهای آنلاین و ابزارهای هوش مصنوعی روبهرو هستند.
خواب فقط زمانی نیست که بدن از فعالیت روزانه دست میکشد. در طول خواب، مغز همچنان در حال پردازش تجربهها و تنظیم فرایندهای مختلف است.
یکی از نشانههای مهم رابطه سالم این است که برای دوست داشته شدن مجبور نباشی دائماً خودت را تغییر بدهی. میتوانی نظر متفاوت داشته باشی، گاهی خسته یا ناراحت باشی و درباره نیازهایت حرف بزنی، بدون اینکه از قضاوت، تمسخر یا طرد شدن بترسی.این به معنای بیتوجهی به طرف مقابل نیست؛ یعنی در رابطه، هم «من» وجود دارد و هم «ما».
در هر رابطه عاطفی، اختلاف نظر و ناراحتی بخشی طبیعی از زندگی مشترک است.
صحبت درباره خودکشی یکی از دشوارترین گفتوگوهای حوزه سلامت روان است؛ موضوعی که گاهی به دلیل ترس، قضاوت یا ناآگاهی درباره آن سکوت میشود.
رابطه عاطفی قرار است فضایی برای صمیمیت، امنیت و همراهی باشد؛ اما صمیمیت به این معنا نیست که دو نفر باید در همه چیز به هم دسترسی داشته باشند یا برای هر تصمیمی از یکدیگر اجازه بگیرند.
کتاب خریدن برای بسیاری از افراد فقط تهیه یک وسیله جدید نیست؛ گاهی شروع یک مسیر تازه برای یادگیری، فکر کردن و شناخت بهتر خودمان است.
آسیب نخاعی فقط یک تغییر در عملکرد بدن نیست؛ تجربهای است که میتواند بخشهای مختلف زندگی فرد، از استقلال و فعالیتهای روزمره تا روابط اجتماعی و نگاه او به آینده را تحت تأثیر قرار دهد.
پنجم سپتامبر هر سال به عنوان روز جهانی آسیب نخاعی شناخته میشود؛ روزی برای افزایش آگاهی درباره پیشگیری، توانبخشی و شرایط زندگی افراد دارای آسیب نخاعی است.
پذیرش سالم در رابطه عاطفی یعنی اینکه بتوانیم فرد مقابل را با ویژگیها، احساسات و تفاوتهایش ببینیم؛ بدون اینکه دائماً بخواهیم او را مطابق انتظار خودمان تغییر دهیم.
فشار اقتصادی فقط به حساب بانکی خانواده محدود نمیشود. وقتی هزینهها بالا میروند، پرداخت مخارج سختتر میشود یا نگرانی درباره آینده مالی مدت زیادی ادامه پیدا میکند، بخشی از ذهن والدین هم درگیر همین مسئله میشود.
در خانواده، نزدیک بودن به یکدیگر اهمیت زیادی دارد؛ اما نزدیک بودن همیشه به معنی دخالت داشتن در همه بخشهای زندگی همدیگر نیست. یکی از مهارتهایی که به داشتن رابطه سالمتر بین والدین و فرزندان کمک میکند، توانایی ایجاد مرزهای مناسب است.
شهریور برای بسیاری از خانوادهها زمانی است که نتیجه تلاش چند ماه گذشته دانشآموز در قالب چند عدد روی کارنامه دیده میشود. اما نمره فقط یک نتیجه تحصیلی نیست؛ گاهی دانشآموز آن را بهعنوان نشانهای از توانایی، موفقیت یا حتی ارزش شخصی خودش برداشت میکند.
اضطراب جدایی یعنی کودک هنگام دور شدن از والد یا مراقب اصلی، احساس نگرانی بیشتری داشته باشد. این تجربه در سالهای ابتدایی مدرسه میتواند طبیعی باشد، اما اگر مداوم شود و روی مدرسه، خواب یا فعالیتهای روزمره اثر بگذارد.
وقتی درباره دانشآموزان تیزهوش حرف میزنیم، معمولاً اولین چیزهایی که به ذهن میرسد نمرههای بالا، یادگیری سریع، موفقیت در آزمونها و آیندهای روشن است.
ممکن است بارها برای یک درد، خستگی، تپش قلب یا مشکل گوارشی به پزشک مراجعه کرده باشی، بررسیهای لازم را انجام داده باشی و نتیجه آزمایشها مشکل جدیای نشان نداده باشند؛ اما همچنان آن احساس ناخوشایند ادامه داشته باشد.