مدرسه میتواند با نگرانی و فشار برای والدین و کودک همراه باشد و کیفیت این دوره تا حدی به حمایت خانواده و ارتباط با مدرسه وابسته است.در چنین شرایطی، بعضی واکنشهای والدین با نیت کمک اتفاق میافتند، اما ممکن است ناخواسته شروع مدرسه را برای کودک سختتر کنند.
انتظار سازگاری از همان روزهای اول:
یکی از اشتباههای رایج این است که انتظار داشته باشیم کودک از همان روزهای اول کاملاً با شرایط جدید هماهنگ شود. هر کودکی سرعت متفاوتی برای سازگار شدن با محیط، برنامه و آدمهای جدید دارد.
بهتر است به جای مقایسه با دیگران، تغییرات کودک را در طول زمان ببینیم. سازگاری فقط به مهارتهای درسی محدود نیست و جنبههای اجتماعی و هیجانی هم در آن نقش دارند.
تمرکز بیش از حد روی درس و نمره:
در روزهای اول ممکن است نگرانی درباره عملکرد تحصیلی آنقدر زیاد شود که تجربه کودک از مدرسه را تحت تأثیر قرار دهد. سؤالهایی مثل «چند گرفتی؟»، «از بقیه عقب نیستی؟» یا «امسال باید خیلی بهتر باشی» اگر دائماً تکرار شوند، ممکن است توجه کودک را بیشتر به نتیجه جلب کنند تا تجربه یادگیری.
حمایت والدین از مدرسه میتواند مفید باشد، مشارکت والدین زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که در قالبهای مختلف و متناسب با نیاز کودک باشد، نه صرفاً تمرکز بر نتیجه تحصیلی.
کمک کنیم، اما جای کودک تصمیم نگیریم:
وقتی کودک درباره دوستش، معلم یا یک موقعیت مدرسه ناراحت است، طبیعی است که والد بخواهد فوراً وارد عمل شود. اما همیشه لازم نیست اولین واکنش، حل کردن مسئله به جای کودک باشد.
گاهی بهتر است ابتدا گوش بدهیم و بپرسیم: «فکر میکنی چه کاری میتونه کمکت کنه؟» این کار به کودک فرصت میدهد به تدریج برای موقعیتهای جدید راهحل پیدا کند و احساس توانمندی بیشتری داشته باشد.

ارتباط نداشتن کافی با مدرسه:
شروع سال تحصیلی فقط در خانه اتفاق نمیافتد. ارتباط والدین با معلم و مدرسه میتواند به شناخت بهتر نیازهای کودک و هماهنگی میان خانه و مدرسه کمک کند. ارتباط و همکاری والدین و مدرسه را یکی از بخشهای مهم فرایند انتقال به مدرسه معرفی کردهاند.
اجازه ندهیم نگرانی ما، نگرانی کودک شود:
گاهی خود والد از شروع مدرسه نگران است و بدون اینکه متوجه باشد، این نگرانی را در سؤالها و واکنشهایش نشان میدهد؛ مثلاً مرتب درباره اینکه «نکند نتوانی؟»، «نکند دوست پیدا نکنی؟» یا «نکند معلمت سختگیر باشد؟» صحبت میکند.
لازم نیست نگرانیهای کودک را انکار کنیم؛ بهتر است درباره آنها صحبت کنیم، اما در کنارش این پیام را هم بدهیم که قرار نیست همه چیز از روز اول کامل و بینقص پیش برود.
یادت باشد:
روزهای اول مدرسه بیشتر از اینکه زمانِ ارزیابی کودک باشد، زمانِ شناختن شرایط جدید است. کودک قرار نیست همه مهارتها را یکباره یاد بگیرد یا از همان ابتدا با همه چیز کنار بیاید.
نقش والد فقط این نیست که مسیر مدرسه را برای کودک بدون هیچ سختی کند؛ بلکه مهمتر این است که در کنار او باشد، به حرفهایش گوش دهد، با مدرسه ارتباط داشته باشد و اجازه دهد قدمبهقدم تجربه کسب کند.
شروع خوب مدرسه، الزاماً شروعی بدون نگرانی نیست؛ شروعی است که کودک در آن احساس کند تنها نیست و فرصت دارد خودش را با شرایط جدید پیدا کند.
منابع علمی برای مطالعه بیشتر:
Morawska, A., Mitchell, A. E., Etel, E., Armstrong, R., McAuliffe, T., Ma, T., McBryde, C., & Johnston, L. M. (۲۰۲۶). A systematic review of parents’ experiences during their child’s transition to school. Early Childhood Education Journal, ۵۴, ۱–۱۲.
López, B. A., & Benner, A. D. (۲۰۲۵). Challenges in the transition to kindergarten and children’s well-being through elementary school: Do school transition supports matter? Early Childhood Research Quarterly, ۷۱, ۱۹۳–۲۰۴
