هفته سلامت روان ۱۴۰۵ با شعار «هفته سلامت روان، فرصتی برای شنیده شدن» یادآوری میکند که سلامت روان فقط به شناخت مشکلات مربوط نیست؛ به داشتن فضایی امن برای بیان احساسات و دریافت حمایت هم ارتباط دارد. بعضی حرفها از ترس قضاوت یا درک نشدن ناگفته میمانند. در چنین شرایطی، شنیده شدن فراتر از گوش دادن ساده است و میتواند به ما کمک کند احساسات یکدیگر را بهتر درک کنیم و ارتباطی صمیمانهتر و حمایتگرانهتر بسازیم.
چرا حتی وقتی حالمان خوب نیست، میگوییم «خوبم»؟
گاهی کسی میپرسد «حالت چطوره؟» و ما بدون فکر کردن جواب میدهیم: «خوبم.»
شاید واقعاً خوب باشیم؛ اما گاهی پشت همین پاسخ کوتاه، خستگی، نگرانی یا حرفهایی وجود دارد که نمیدانیم چطور بیانشان کنیم.ممکن است نگران باشیم که دیگران حرفمان را جدی نگیرند یا بهجای درک کردن، شروع به نصیحت کنند. در چنین شرایطی، سکوت کردن آسانتر از توضیح دادن به نظر میرسد.از ۱۸ تا ۲۴ مهر، هفته سلامت روان در ایران فرصتی است تا درباره همین تجربههای کمتر گفتهشده صحبت کنیم. شعار سال ۱۴۰۵، «هفته سلامت روان، فرصتی برای شنیده شدن»، توجه ما را به یک نیاز مهم جلب میکند: اینکه بتوانیم بدون ترس از قضاوت، درباره احساسات و مشکلاتمان حرف بزنیم.
چرا بعضی حرفها را برای خودمان نگه میداریم؟
همه افراد به یک اندازه در بیان احساساتشان راحت نیستند.بعضیها از کودکی شنیدهاند که نباید ناراحتیشان را نشان دهند. بعضی دیگر وقتی از مشکلاتشان صحبت کردهاند، با جملههایی مثل «زیادی حساس شدی» یا «این که ناراحتی نداره» روبهرو شدهاند.چنین تجربههایی ممکن است باعث شوند فرد بهمرور کمتر درباره احساساتش حرف بزند.گاهی هم خودمان دقیق نمیدانیم چه احساسی داریم. فقط میدانیم چیزی آزارمان میدهد، اما پیدا کردن کلمات مناسب برای توضیح آن دشوار است.به همین دلیل، نمیتوانیم از سکوت یک نفر نتیجه بگیریم که مشکلی ندارد یا به حمایت نیازمند نیست.
شنیده شدن چه فرقی با گوش دادن دارد؟
تصور کن درباره موضوعی که مدتها ذهنت را درگیر کرده با کسی صحبت میکنی. هنوز حرفت تمام نشده که میگوید: «بیخیال، بهش فکر نکن!»شاید قصدش کمک کردن باشد، اما احتمالاً احساس نمیکنی واقعاً درکت کرده است.شنیده شدن فقط به معنای شنیدن کلمات نیست. یعنی طرف مقابل برای فهمیدن تجربه ما وقت بگذارد، احساساتمان را کوچک نشمارد و پیش از قضاوت کردن، تلاش کند شرایط را از نگاه ما ببیند.گاهی افراد به راهنمایی نیاز دارند و گاهی فقط میخواهند بدون عجله صحبت کنند.شنونده خوب بودن به معنای داشتن پاسخ برای همه مشکلات نیست؛ گاهی مهمتر این است که فرصت حرف زدن را از طرف مقابل نگیریم.
چرا ممکن است میان دیگران احساس تنهایی کنیم؟
تنهایی همیشه به معنای نداشتن دوست یا دور بودن از دیگران نیست.
ممکن است هر روز با افراد زیادی در ارتباط باشیم، اما همچنان احساس کنیم کسی از نگرانیها و تجربههای واقعی ما خبر ندارد.آنچه اهمیت دارد فقط تعداد روابط نیست، بلکه کیفیت ارتباط و احساسی است که در آن تجربه میکنیم.سازمان جهانی بهداشت نیز در گزارش سال ۲۰۲۵ خود به اهمیت ارتباطات اجتماعی و پیامدهای احساس تنهایی برای سلامت روان و جسم اشاره کرده است.بنابراین، گاهی مسئله این نیست که چند نفر اطرافمان هستند؛ مسئله این است که در کنار چه کسانی میتوانیم خود واقعیمان باشیم.
چطور فضای امنتری برای حرف زدن بسازیم؟
لازم نیست روانشناس باشیم تا بتوانیم به حرفهای دیگران بهتر گوش دهیم.
وقتی کسی از ناراحتیاش میگوید، میتوانیم بهجای قطع کردن صحبتش، کمی صبر کنیم. بهجای گفتن «این که چیزی نیست»، از او بپرسیم چه چیزی بیشتر آزارش داده است.
همچنین بهتر است فرض نکنیم هر کسی که درباره مشکلی صحبت میکند، حتماً از ما راهحل میخواهد.گاهی پرسیدن یک سؤال ساده کمککننده است: «دوست داری فقط گوش بدم یا با هم دنبال راهحل بگردیم؟»البته هیچکس نباید برای بیان تجربههای شخصیاش تحت فشار قرار بگیرد. احترام به حریم خصوصی و آمادگی فرد برای صحبت کردن، بخشی از همین فضای امن است.
یک مکث برای خودشناسی:
وقتی ناراحت هستی، معمولاً درباره احساساتت حرف میزنی یا ترجیح میدهی همهچیز را برای خودت نگه داری؟اگر صحبت نمیکنی، بیشتر از چه چیزی نگران هستی؟ قضاوت شدن، درک نشدن یا اینکه نمیدانی چطور احساساتت را توضیح بدهی؟شناخت این واکنشها میتواند اولین قدم برای درک بهتر نیازهای عاطفی خودت باشد.
دو باور رایج:
باور اول: کسی که درباره مشکلاتش حرف نمیزند، حتماً حالش خوب است.
واقعیت: سکوت همیشه نشانه آرامش نیست. بعضی افراد به دلایل شخصی یا بهدلیل تجربههای قبلی، احساساتشان را کمتر بیان میکنند. برای شناخت وضعیت روانی افراد نمیتوان تنها به میزان صحبت کردنشان تکیه کرد.
باور دوم: وقتی کسی ناراحت است، باید فوراً مشکلش را حل کنیم.
واقعیت: کمک کردن همیشه با ارائه راهحل شروع نمیشود. گاهی گوش دادن بدون قضاوت و توجه به نیاز فرد، زمینه دریافت حمایت مناسب را فراهم میکند. البته در مشکلات جدی، حمایت تخصصی نیز ممکن است ضروری باشد.
چه زمانی بیشتر توجه کنیم؟
اگر احساس تنهایی یا ناراحتی برای مدت طولانی ادامه پیدا کرده، صحبت کردن با دیگران برایت دشوار شده یا این احساسات بر خواب، روابط، تحصیل و فعالیتهای روزمرهات تأثیر گذاشتهاند، بهتر است موضوع را جدیتر بررسی کنی.گفتوگو با فردی مورد اعتماد میتواند شروع خوبی باشد. اگر مشکلات ادامهدار یا شدید هستند، کمک گرفتن از متخصص سلامت روان اهمیت دارد.
قرار نیست برای درخواست کمک منتظر بمانیم تا شرایط سختتر شود.
برای شناخت بیشتر:
گاهی شناخت بهتر احساسات و وضعیت روانی خودمان کمک میکند بفهمیم در روابطمان به چه نوع حمایتی نیاز داریم. در رهنا میتوانی از این آزمونها استفاده کنی:
۱. مقیاس احساس تنهایی راسل (UCLA-LS)
برای بررسی تجربه احساس تنهایی و میزان رضایت فرد از ارتباطات اجتماعی؛ بهویژه زمانی که با وجود حضور دیگران، احساس میکند ارتباط عاطفی کافی ندارد.
۲. پرسشنامه هوش هیجانی شات
برای شناخت توانایی درک و مدیریت هیجانهای خود و توجه به احساسات دیگران؛ مهارتهایی که میتوانند در کیفیت ارتباط و گفتوگو نقش داشته باشند.
۳. پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-۲۸)
برای غربالگری نشانههای مرتبط با سلامت روان و بررسی اینکه آیا وضعیت روانی اخیر به توجه و ارزیابی بیشتری نیاز دارد یا نه.
نتایج این آزمونها به شناخت اولیه کمک میکنند، اما جایگزین تشخیص بالینی یا گفتوگو با متخصص نیستند.
یادت باشه:
همه ما گاهی حرفهایی داریم که گفتنشان آسان نیست. شاید همیشه نتوانیم برای مشکلات یکدیگر راهحل پیدا کنیم، اما میتوانیم کاری کنیم که صحبت کردن درباره آنها دشوارتر نشود.
هفته سلامت روان یادآوری میکند که شنیدن حرفها فقط شروع ماجراست. مهم است احساسات افراد جدی گرفته شوند و در صورت نیاز، امکان دریافت حمایت واقعی وجود داشته باشد.گاهی بهترین کاری که میتوانیم برای یکدیگر انجام دهیم، این است که پیش از پاسخ دادن، واقعاً گوش کنیم.
منابع علمی برای مطالعه بیشتر:
Blodgett, J. M., Tiley, K., Harkness, F., & Musella, M. (۲۰۲۵). What works to reduce loneliness: A rapid systematic review of ۱۰۱ interventions. Journal of Public Health Policy, ۴۶(۲), ۲۴۵–۲۶۸.
Holt-Lunstad, J. (۲۰۲۴). Social connection as a critical factor for mental and physical health: Evidence, trends, challenges, and future implications. World Psychiatry, ۲۳(۳), ۳۱۲–۳۳۲.
