لوگو رهنارهنا
خانهخدماتمسیر رشدسوالات متداولمقالاتخبرگزاریارتباط با ما
ثبت‌نام رایگان
Rahna Logoرهنا

پلتفرم هوشمند تحلیل مسیر رشد، آموزش و تصمیم‌گیری. با استفاده از داده‌ها و چارچوب‌های علمی، آینده‌ای آگاهانه بسازید.

قوانین و مقررات

  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی
  • سوالات متداول
  • بازگشت وجه

راهنما

  • درباره رهنا
  • پشتیبانی
  • مراحل ثبت‌نام
  • چهارچوب فعالیت

ارتباط با ما

تلفن ثابت

۰۵۱-۳۸۳۳۳۱۷۶

تلفن همراه

۰۹۳۸۸۰۹۳۹۷۲

پست الکترونیک

Info@rahna.app

آدرس

مشهد، احمدآباد، خیابان طالقانی، بلوار بعثت، بین بعثت ۳ و ۵، پلاک ۱۹، طبقه ۱-

کلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به شرکت نوآوران توسعه بینش پایدار است. ۱۴۰۵©

نماد اعتماد الکترونیکیعضو اتحادیه کشوری کسب و کارهای مجازیمجوز نظام صنفی رایانه‌ای خراسان رضوی
لوگو رهنارهنا
خانهخدماتمسیر رشدسوالات متداولمقالاتخبرگزاریارتباط با ما
ثبت‌نام رایگان
بلاگمهارت‌های زندگیآیا الگوریتم‌های اینستاگرام دارند مغز ما را تربیت می‌کنند؟
مهارت‌های زندگی

آیا الگوریتم‌های اینستاگرام دارند مغز ما را تربیت می‌کنند؟

ملينا محتشم
۱۵ مهر ۱۴۰۵
۶ دقیقه مطالعه
۱۱۱ بازدید
آیا الگوریتم‌های اینستاگرام دارند مغز ما را تربیت می‌کنند؟
اشتراک‌گذاری مقاله

این اتفاق کاملاً تصادفی نیست. سیستم‌های پیشنهاد محتوا از رفتار ما یاد می‌گیرند چه چیزی احتمال بیشتری دارد توجه ما را نگه دارد. اما سؤال جالب‌تر اینجاست: وقتی هر روز در چنین محیطی وقت می‌گذرانیم، آیا عادت‌های ذهنی ما هم تغییر می‌کنند؟ یافته‌های جدید می‌گویند باید این احتمال را جدی گرفت؛ اما نه با این نتیجه ساده که «اینستاگرام مغز را خراب می‌کند».

فقط یک ریلز دیگر:

احتمالاً این تجربه آشناست.گوشی را برای جواب دادن به یک پیام برمی‌داری.اینستاگرام را باز می‌کنی.یک ریلز می‌بینی.بعدی جالب‌تر است.یکی دیگر هم فقط ۲۰ ثانیه است.و ناگهان متوجه می‌شوی مدت زیادی است که انگشتت تقریباً بدون تصمیم آگاهانه، صفحه را بالا می‌کشد.

موضوع فقط کمبود اراده نیست.ما وارد محیطی شده‌ایم که قرار است دائماً تصمیم بگیرد بعد از این محتوا، چه چیزی احتمال بیشتری دارد توجه ما را نگه دارد.

الگوریتم کم‌کم تو را می‌شناسد:

الگوریتم نمی‌تواند ذهن ما را بخواند.اما رفتارمان را می‌بیند.روی چه چیزی مکث می‌کنیم؟چه چیزی را لایک می‌کنیم؟چه محتوایی را برای کسی می‌فرستیم؟با چه موضوعاتی بیشتر تعامل داریم؟حتی خود متا توضیح داده است که فعالیت و تعامل کاربران یکی از ورودی‌های سیستم‌های شخصی‌سازی محتواست.بنابراین هر بار که با محتوا تعامل می‌کنیم، اطلاعات بیشتری درباره علایق‌مان در اختیار سیستم قرار می‌گیرد. برای همین، اینستاگرام به هرکسی محتوای متفاوتی نشان می‌دهد.تو با رفتارت به الگوریتم یاد می‌دهی چه چیزی توجهت را می‌گیرد.اما این فقط نصف ماجراست.

الگوریتم فقط تو را نمی‌شناسد؛ توجهت را هم هدایت می‌کند:

حالا جهت رابطه را برعکس کنیم.وقتی سیستم متوجه می‌شود چه چیزی بیشتر توجهت را جلب می‌کند، نمونه‌های بیشتری از همان جنس مقابلت می‌گذارد.در نتیجه تو دوباره با همان نوع محرک‌ها روبه‌رو می‌شوی.محتوای کوتاه،تغییر سریع تصویر،موسیقی،تعلیق،شوخی،تعجب و چند ثانیه بعد، یک محرک تازه.استفاده مداوم از ویدئوهای کوتاه می‌تواند با دشواری در حفظ توجه، خستگی ذهنی و کاهش خودکنترلی همراه باشد. وقتی ذهن بارها و بارها با محتوای سریع و محرک‌های تازه روبه‌رو می‌شود، ماندن روی فعالیت‌های طولانی‌تر ممکن است سخت‌تر احساس شود.البته این به آن معنا نیست که ریلز به‌تنهایی باعث کاهش تمرکز یا تغییر عملکرد ذهن ما می‌شود. نوع استفاده، مدت حضور و عادتی که در طول زمان شکل می‌گیرد، همگی اهمیت دارند.

شاید بهتر باشد بگوییم:ما الگوریتم را با رفتارمان آموزش می‌دهیم و الگوریتم هم محیطی را می‌سازد که توجه ما هر روز در آن تمرین می‌کند.

وقتی ذهن به محتوای سریع و کوتاه عادت می‌کند:

اینجا باید کمی محتاط باشیم.عبارت‌هایی مثل «مغز اینستاگرامی» یا «ریلز مغز را نابود می‌کند» جذاب‌اند، اما علم هنوز چنین نتیجه ساده‌ای به ما نمی‌دهد.

رابطه میان استفاده از شبکه‌های اجتماعی، تمرکز و حال روانی ما آن‌قدر ساده نیست که بتوان آن را فقط به مدت زمانی که با گوشی می‌گذرانیم نسبت داد.نوع محتوایی که می‌بینیم، شیوه استفاده، عادت‌های روزمره و حتی شرایط روانی خودمان می‌توانند در این رابطه نقش داشته باشند. بنابراین زیاد بودن زمان استفاده، به‌تنهایی همه ماجرا را توضیح نمی‌دهد.

مرورهای جدید هم تأکید می‌کنند که هنوز برای مشخص کردن رابطه علت و معلولی میان شبکه‌های اجتماعی و بسیاری از پیامدهای روان‌شناختی، به مطالعات دقیق‌تری نیاز داریم.

پس پاسخ فعلی این نیست که:«بله، اینستاگرام مغزت را خراب می‌کند.»پاسخ دقیق‌تر این است:

نوع استفاده مداوم ما از محیط‌های دیجیتال می‌تواند با عادت‌های توجه و خودکنترلی ما ارتباط داشته باشد.

وقتی ذهن مدام دنبال محرک بعدی است:

شاید اثر این تغییر را جای دیگری احساس کنیم.یک فیلم طولانی حوصله‌مان را سر می‌برد.چند صفحه کتاب می‌خوانیم و سراغ گوشی می‌رویم.هنگام درس خواندن مرتب نیاز داریم چیزی را چک کنیم.حتی وقتی منتظر آسانسور هستیم، ناخودآگاه گوشی را بیرون می‌آوریم.این رفتارها به‌تنهایی نشانه وجود یک مشکل نیستند.اما یک سؤال ارزش فکر کردن دارد:آخرین بار چه زمانی چند دقیقه بدون دریافت یک محرک تازه، فقط روی یک کار ماندیم؟

مشکل فقط «زمان استفاده» نیست:

معمولاً اولین سؤال درباره شبکه‌های اجتماعی این است:«روزانه چند ساعت اینستاگرامی؟»

این سؤال مهم است، اما همه داستان نیست.دو نفر ممکن است هر دو،روزی یک ساعت اینستاگرام استفاده کنند.یکی آگاهانه چند صفحه مشخص را دنبال کند، با دوستانش ارتباط داشته باشد و بعد برنامه را ببندد.دیگری بدون هدف مشخصی وارد اینستاگرام شده و در میان محتواها آن‌قدر پیش می‌رود که متوجه گذر زمان نمی‌شود.

وقتی بدون هدف مشخص وارد چرخه اسکرول می‌شویم و مدام از یک محتوا به محتوای بعدی می‌رویم، ممکن است بعد از مدتی احساس کنیم تمرکز کردن سخت‌تر شده، ذهنمان خسته است یا نگه داشتن اطلاعات برایمان دشوارتر شده است.گاهی مسئله فقط مدت زمانی که آنلاین هستیم نیست؛ نوع استفاده ما از این زمان هم اهمیت دارد.

یک مکث برای خودشناسی:

دفعه بعد که اینستاگرام را باز کردی، قبل از اولین اسکرول از خودت بپرس:«برای چه چیزی وارد شدم؟»بعد، موقع بستن برنامه دوباره سؤال کن:«همان کاری را کردم که برایش آمده بودم؟»

اگر قرار بود پنج دقیقه بمانی و چهل دقیقه گذشته، خودت را سرزنش نکن.فقط الگو را ببین.

و یک سؤال دیگر:وقتی چند دقیقه هیچ محرکی وجود ندارد، می‌توانم با آن سکوت بمانم یا سریع سراغ گوشی می‌روم؟

دو باور رایج:

باور: اگر زیاد ریلز ببینم، حتماً مغزم آسیب می‌بیند.
واقعیت: شواهد فعلی چنین نتیجه قطعی و ساده‌ای را تأیید نمی‌کنند. نوع استفاده، شدت استفاده، ویژگی‌های فردی و شرایط روانی همگی مهم‌اند.

باور: الگوریتم کاملاً کنترل می‌کند چه چیزی ببینم و من هیچ اختیاری ندارم.
واقعیت: الگوریتم روی چیزی که مقابل ما قرار می‌گیرد اثر دارد، اما رفتار ما هم روی پیشنهادهای بعدی اثر می‌گذارد. حتی اینستاگرام ابزارهایی برای اعلام علاقه یا عدم علاقه و بازنشانی محتوای پیشنهادی ارائه کرده است

چه زمانی بیشتر توجه کنیم؟

اگر بارها تصمیم می‌گیری چند دقیقه در شبکه‌های اجتماعی باشی اما نمی‌توانی متوقف شوی، استفاده مرتب از آن،خواب، درس، کار یا رابطه‌هایت را عقب می‌اندازد، یا متوجه شده‌ای بدون محرک‌های سریع تمرکز روی فعالیت‌های طولانی برایت بسیار دشوار شده، بهتر است الگوی استفاده‌ات را جدی‌تر بررسی کنی.مسئله فقط عدد Screen Time (مدت‌زمان استفاده از گوشی) نیست.گاهی مهم‌تر از مدت حضور ما در فضای دیجیتال، میزان اختیاری است که هنگام حضور در آن داریم.

برای شناخت بیشتر:

برای شناخت رابطه خودت با این فضا، چند آزمون موجود در رهنا می‌توانند از زاویه‌های مختلف کمک‌کننده باشند:

آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ (IAT)
اگر احساس می‌کنی زمان بیشتری از چیزی که می‌خواهی در فضای آنلاین می‌مانی، این آزمون می‌تواند به شناخت الگوی استفاده مسئله‌ساز از اینترنت و تأثیر آن بر زندگی روزمره کمک کند.

مقیاس خودکنترلی تانجی
کمک می‌کند شناخت بهتری از توانایی خود در مدیریت تکانه‌ها، عادت‌ها و رفتارهایی داشته باشی که گاهی با هدف‌های بلندمدتت در تعارض‌اند. برای موضوعی مثل «فقط یک ریلز دیگر»، این زاویه اهمیت زیادی دارد.

پرسشنامه ذهن‌آگاهی فرایبورگ (FFMQ)
می‌تواند به شناخت میزان توجه و آگاهی ما نسبت به تجربه‌های لحظه‌ای کمک کند؛ مخصوصاً وقتی می‌خواهیم بفهمیم چه زمانی آگاهانه از شبکه اجتماعی استفاده می‌کنیم و چه زمانی بدون توجه وارد چرخه اسکرول می‌شویم.

هیچ‌کدام از این آزمون‌ها مستقیماً «تأثیر الگوریتم اینستاگرام بر مغز» را اندازه‌گیری نمی‌کنند و قرار نیست برچسبی به فرد بزنند. کاربردشان این است که کمک کنند الگوی استفاده، خودکنترلی و میزان آگاهی‌مان از رفتار دیجیتال خود را بهتر بشناسیم.

یادت باشه:

الگوریتم قرار نیست بداند چه چیزی برای زندگی تو مهم‌تر است.قرار است یاد بگیرد چه چیزی احتمال بیشتری دارد توجهت را نگه دارد.این دو همیشه یکی نیستند.

هر اسکرول کوچک است، اما وقتی هزاران بار تکرار می‌شود، تبدیل به یک عادت می‌شود. شاید سؤال مهم‌تر این باشد: ما الگوریتم را با انتخاب‌هایمان شکل می‌دهیم، اما الگوریتم چقدر انتخاب‌های بعدی ما را شکل می‌دهد؟

منابع علمی برای مطالعه بیشتر:

Alruwaili, R. F. (۲۰۲۵). Scroll immersion and short-form video use: Predictors of attention, memory, and fatigue among Saudi social media users.

Jones, C. N., Rudaizky, D., Mahalingham, T., & Clarke, P. J. F. (۲۰۲۴). Investigating the links between objective social media use, attentional control, and psychological distress.

برچسب‌ها:#عمومی#خودکنترلی#شبکه_های_اجتماعی#الگوریتم#توجه_تمرکز
ملينا محتشم

نویسنده

نظرات

۰ نظر

نظر خود را بنویسید

۰/۱۰۰۰ کاراکتر

نظرات پس از تایید توسط مدیریت سایت نمایش داده می‌شوند.

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

Rahna Logoرهنا

پلتفرم هوشمند تحلیل مسیر رشد، آموزش و تصمیم‌گیری. با استفاده از داده‌ها و چارچوب‌های علمی، آینده‌ای آگاهانه بسازید.

قوانین و مقررات

  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی
  • سوالات متداول
  • بازگشت وجه

راهنما

  • درباره رهنا
  • پشتیبانی
  • مراحل ثبت‌نام
  • چهارچوب فعالیت

ارتباط با ما

تلفن ثابت

۰۵۱-۳۸۳۳۳۱۷۶

تلفن همراه

۰۹۳۸۸۰۹۳۹۷۲

پست الکترونیک

Info@rahna.app

آدرس

مشهد، احمدآباد، خیابان طالقانی، بلوار بعثت، بین بعثت ۳ و ۵، پلاک ۱۹، طبقه ۱-

کلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به شرکت نوآوران توسعه بینش پایدار است. ۱۴۰۵©

نماد اعتماد الکترونیکیعضو اتحادیه کشوری کسب و کارهای مجازیمجوز نظام صنفی رایانه‌ای خراسان رضوی