گاهی دیدن یک نفر برایمان هیجانانگیز میشود، بیشتر از قبل به او فکر میکنیم و حتی انتظار دیدارش میتواند حالمان را تغییر دهد. اما چه چیزی باعث شکلگیری این احساسات میشود؟ عشق فقط نتیجه فعالیت هورمونها و تغییرات مغز نیست؛ تجربههای گذشته، شخصیت، شناخت متقابل و کیفیت رابطه نیز در شکلگیری آن نقش دارند. شناخت این فرایند به ما کمک میکند تفاوت میان هیجان روزهای اول، وابستگی عاطفی و یک رابطه سالم را بهتر درک کنیم.
چرا یک نفر ناگهان برایمان متفاوت میشود؟
گاهی فقط دیدن نام یک نفر روی صفحه گوشی کافی است تا لبخند بزنیم. ممکن است ساعتها به گفتوگویی کوتاه فکر کنیم یا برای دیداری که هنوز اتفاق نیفتاده، هیجان داشته باشیم.جالب اینجاست که شاید همان اتفاقها در ارتباط با افراد دیگر چنین احساسی در ما ایجاد نکنند.اما چه اتفاقی میافتد که یک نفر تا این اندازه توجه ما را به خودش جلب میکند؟
پاسخ فقط در احساسات ما نیست. وقتی عاشق میشویم، شیوه فعالیت بعضی از شبکههای مغز که در انگیزه، پاداش و توجه نقش دارند، با این تجربه ارتباط پیدا میکند. البته این تغییرات به معنای روشن شدن ناگهانی یک بخش از مغز یا تغییر دائمی ساختار آن نیست.
وقتی مغز برای دیدن یک نفر انگیزه پیدا میکند:
مغز ما سیستمی دارد که کمک میکند اتفاقهای مهم و خوشایند را تشخیص دهیم و برای تکرار آنها انگیزه پیدا کنیم. به این مجموعه، سیستم پاداش گفته میشود.
هنگام تجربه عشق رمانتیک، بخشهایی از این سیستم، از جمله ناحیهای به نام «ناحیه تگمنتوم شکمی»، میتوانند فعالتر شوند.این بخشها با انگیزه، انتظار پاداش و توجه به چیزهایی که برایمان ارزشمند هستند ارتباط دارند.به همین دلیل، گاهی فقط فکر کردن به دیدار کسی که دوستش داریم، برایمان هیجانانگیز است. حتی ممکن است انتظار دریافت یک پیام، بهاندازه خود پیام توجه ما را درگیر کند.در واقع، مغز فقط به حضور آن فرد واکنش نشان نمیدهد؛ انتظار دیدن و ارتباط داشتن با او هم میتواند اهمیت پیدا کند.
دوپامین چه نقشی در عاشق شدن دارد؟
احتمالاً نام دوپامین را بهعنوان مادهای مرتبط با لذت شنیدهاید. اما نقش آن فقط ایجاد احساس خوشایند نیست.دوپامین یکی از پیامرسانهای شیمیایی مغز است که در انگیزه، یادگیری و دنبال کردن تجربههای ارزشمند نقش دارد.وقتی به کسی علاقهمند میشویم، فعالیت سیستمهای مرتبط با دوپامین میتواند در اشتیاق به دیدار، توجه بیشتر و تمایل به نزدیک شدن به او نقش داشته باشد.البته نمیتوان هر بار که کسی عاشق میشود، نتیجه گرفت مقدار مشخصی دوپامین در مغزش افزایش یافته است. رابطه میان فعالیت مغز، پیامرسانهای شیمیایی و احساس عشق پیچیدهتر از این توضیح ساده است.
چرا مدام به یک نفر فکر میکنیم؟
در شروع علاقه عاطفی، ممکن است متوجه شویم ذهنمان بیشتر از گذشته درگیر یک نفر شده است.گاهی یک آهنگ، مکان یا حتی جملهای ساده ما را به یاد او میاندازد.
بخشی از این تجربه به توجه ما مربوط است. وقتی فردی برایمان اهمیت عاطفی پیدا میکند، اطلاعات مرتبط با او ممکن است بیشتر توجه ما را جلب کنند و در حافظهمان برجستهتر شوند.
از طرفی، در ابتدای آشنایی هنوز چیزهای زیادی درباره طرف مقابل نمیدانیم. همین ناشناختهها میتوانند کنجکاوی و انتظار را بیشتر کنند.اما زیاد فکر کردن به یک نفر، بهتنهایی نشانه عشق عمیق یا رابطه سالم نیست. مهم است این افکار چه تأثیری بر زندگی و آرامش ما دارند.
آیا عشق باعث میشود واقعیت را متفاوت ببینیم؟
حتماً شنیدهاید که میگویند «عشق آدم را کور میکند.»واقعیت این است که احساسات شدید میتوانند بر توجه، قضاوت و برداشت ما از دیگران تأثیر بگذارند.در ابتدای یک رابطه ممکن است ویژگیهای مثبت طرف مقابل را بیشتر ببینیم یا برای رفتارهای مبهم او توضیحهای خوشبینانهتری پیدا کنیم.اما این به معنای خاموش شدن بخش منطقی مغز نیست.
عاشق شدن توانایی تصمیمگیری ما را از بین نمیبرد؛ بااینحال، هیجان و علاقه میتوانند بر شیوه ارزیابی موقعیتها اثر بگذارند.برای همین، شناخت واقعی یک نفر به چیزی بیشتر از احساسات روزهای اول نیاز دارد؛ زمان، گفتوگو و مشاهده رفتار او در موقعیتهای مختلف اهمیت دارند.
از هیجان عاشق شدن تا آرامش در رابطه:
در شروع یک رابطه، تازگی و هیجان معمولاً پررنگتر است. اما با گذشت زمان ممکن است شکل تجربه عشق تغییر کند.در این مرحله، احساس نزدیکی، اعتماد و دلبستگی میتوانند اهمیت بیشتری پیدا کنند.مواد شیمیایی مانند اکسیتوسین و وازوپرسین در فرایندهای مرتبط با پیوند اجتماعی و دلبستگی نقش دارند، اما هیچکدام بهتنهایی مسئول ایجاد عشق نیستند.
نکته جالب این است که احساس عشق شدید لزوماً پس از سالها از بین نمیرود. در برخی روابط طولانیمدت نیز فعالیت بخشهای مرتبط با پاداش هنگام دیدن شریک عاطفی مشاهده شده است.پس آرامتر شدن یک رابطه همیشه به معنای کمتر شدن عشق نیست. گاهی رابطه از هیجان ناشی از تازگی به سمت صمیمیت و شناخت عمیقتر حرکت میکند.
یک مکث برای خودشناسی:
وقتی به تجربههای عاطفی خودت فکر میکنی، بیشتر چه چیزی توجهت را جلب میکند؟
هیجان دیدن یک نفر، انتظار دریافت پیام، احساس آرامش در کنارش یا شناختی که بهمرور از او پیدا کردهای؟این احساسها ممکن است همزمان وجود داشته باشند، اما شناخت تفاوت آنها کمک میکند بهتر بفهمی از یک رابطه چه میخواهی.
دو باور رایج:
باور اول: عشق فقط نتیجه ترشح هورمونهاست.
واقعیت: هورمونها و پیامرسانهای عصبی در تجربه عشق نقش دارند، اما عاشق شدن فقط یک واکنش شیمیایی نیست. شخصیت، تجربههای گذشته، شرایط زندگی و نوع ارتباط ما با طرف مقابل هم در شکلگیری این احساس تأثیر دارند.
باور دوم: اگر هیجان روزهای اول کمتر شود، یعنی عشق تمام شده است.
واقعیت: احساس عشق در طول زمان میتواند تغییر کند. ممکن است هیجان شدید روزهای اول کمتر شود، اما جای خود را به صمیمیت، اعتماد و احساس امنیت بیشتری بدهد. بنابراین، کمتر شدن هیجان همیشه به معنای کمتر شدن علاقه نیست.
چه زمانی بیشتر توجه کنیم؟
علاقه عاطفی ممکن است برای مدتی توجه و احساسات ما را بیشتر درگیر کند و این موضوع بهخودیخود نگرانکننده نیست.اما اگر فکر کردن به یک نفر بهطور مداوم خواب، تمرکز یا فعالیتهای روزمرهات را مختل میکند، یا احساس میکنی برای حفظ رابطه ناچار هستی از نیازها و مرزهای شخصی خودت چشمپوشی کنی، بهتر است تجربه عاطفیات را جدیتر بررسی کنی.شدت احساسات همیشه نشاندهنده کیفیت رابطه نیست.
برای شناخت بیشتر:
شناخت احساسات و ویژگیهای فردی میتواند کمک کند واکنشهای خودمان را هنگام شکلگیری یک رابطه بهتر درک کنیم. در رهنا میتوانی از این آزمونها استفاده کنی:
۱. پرسشنامه هوش هیجانی شات
برای شناخت بهتر توانایی درک احساسات خود و دیگران و شیوه مدیریت هیجانها در روابط.
۲. مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS)
برای بررسی دشواریهایی که ممکن است هنگام تجربه احساسات شدید، مانند نگرانی، اشتیاق یا ناراحتی در رابطه، با آنها روبهرو شویم.
۳. پرسشنامه سرشت و منش کلونینجر (TCI-۱۲۵)
برای شناخت ویژگیهای فردی مرتبط با سرشت و منش، از جمله تفاوتهایی که میتوانند بر شیوه واکنش ما به تجربههای تازه و هیجانی اثر بگذارند.
این آزمونها میزان عاشق بودن یا تغییرات شیمیایی مغز را اندازهگیری نمیکنند؛ بلکه به شناخت بهتر ویژگیهای فردی و تجربههای هیجانی کمک میکنند.
یادت باشه:
عاشق شدن میتواند توجه، انگیزه و احساسات ما را تحت تأثیر قرار دهد؛ اما آنچه یک رابطه را در طول زمان شکل میدهد، فقط هیجان اولیه نیست.مغز در تجربه عشق نقش دارد، اما کیفیت رابطه را شناخت، رفتار و انتخابهای ما هم میسازند.
منابع علمی برای مطالعه بیشتر:
Babková, J., & Repiská, G. (۲۰۲۵). The molecular basis of love. International Journal of Molecular Sciences, ۲۶(۴), ۱۵۳۳.
Rinne, P., Lahnakoski, J. M., Saarimäki, H., Tavast, M., Sams, M., & Henriksson, L. (۲۰۲۴). Six types of loves differentially recruit reward and social cognition brain areas. Cerebral Cortex, ۳۴(۸), bhae۳۳۱.
