مرز در خانواده به معنی فاصله گرفتن، سرد شدن یا کم شدن محبت نیست؛ بلکه یعنی هر فرد بداند چه مسئولیتهایی دارد، چه احساساتی متعلق به خودش است و تا چه اندازه میتواند در تصمیمها و زندگی دیگری نقش داشته باشد.
نبودن مرزهای روشن گاهی باعث میشود اعضای خانواده به جای حمایت از یکدیگر، ناخواسته احساس فشار، کنترل یا خستگی را تجربه کنند.
مرز سالم دقیقاً یعنی چه؟
مرز سالم یعنی خانواده بتواند همزمان دو نیاز مهم را حفظ کند: ارتباط و استقلال.
فرزند نیاز دارد احساس کند خانواده پشت اوست، اما در کنار آن باید فرصت داشته باشد فکر کردن، انتخاب کردن و مسئولیتپذیری را تجربه کند.
برای مثال، والد میتواند درباره انتخابهای مهم فرزندش گفتوگو کند، نگرانیهایش را بشنود و راهنمایی ارائه دهد؛ اما قرار نیست تمام تصمیمها را به جای او بگیرد.
در مقابل، فرزند هم میتواند نظر و احساس خودش را بیان کند، بدون اینکه این موضوع به معنی بیاحترامی یا فاصله گرفتن از خانواده باشد.
وقتی مرزها در خانواده کمرنگ میشوند چه اتفاقی میافتد؟
گاهی از روی محبت، نگرانی یا ترس از آسیب دیدن فرزند، والدین بیشتر از اندازه وارد بخشهای مختلف زندگی او میشوند.
ممکن است دائماً تصمیمها را بررسی کنند، همه مشکلات را حل کنند یا احساس کنند مسئول تمام احساسات و انتخابهای فرزندشان هستند.
از طرف دیگر، گاهی فرزندان هم یاد میگیرند که مسئول آرام کردن والدین یا برآورده کردن همه انتظارهای آنها باشند.
در چنین شرایطی، رابطه ممکن است از حالت حمایتگر خارج شود و احساس فشار بیشتری برای هر دو طرف ایجاد کند.

تفاوت مرزگذاری با فاصله گرفتن چیست؟
یکی از برداشتهای اشتباه این است که مرز گذاشتن یعنی کمتر دوست داشتن.
در حالی که مرز سالم اتفاقاً به رابطه امنیت بیشتری میدهد.
وقتی اعضای خانواده بدانند چگونه درباره خواستهها، نگرانیها و محدودیتهای خود صحبت کنند، احتمال سوءتفاهم و تعارض کمتر میشود.
برای مثال، گفتن جملهای مانند:«من نگران این تصمیم هستم و دوست دارم دربارهاش صحبت کنیم» با:«تو همیشه اشتباه تصمیم میگیری و باید کاری را که من میگویم انجام بدهی»
تفاوت زیادی دارد.در حالت اول، نگرانی بیان میشود اما اختیار فرد دیگر هم دیده میشود.
والدین چگونه میتوانند مرزهای سالمتری ایجاد کنند؟
مرزگذاری بیشتر از اینکه یک قانون مشخص باشد، یک نوع ارتباط است.
چند نکته مهم:
-به جای کنترل کردن، گفتوگو کنید.
-به فرزند فرصت تجربه کردن و یاد گرفتن از بعضی اشتباهها را بدهید.
-مسئولیت احساسات خودتان را از احساسات فرزند جدا کنید.
-قوانین خانواده را واضح و همراه با دلیل بیان کنید.
-حریم شخصی متناسب با سن فرزند را جدی بگیرید.
هدف این نیست که والدین کمتر اهمیت بدهند؛ هدف این است که حمایت کردن جای کنترل کردن را بگیرد.
یادت باشد:
خانواده سالم جایی نیست که هیچ اختلاف نظری وجود نداشته باشد؛ بلکه جایی است که افراد بتوانند با وجود تفاوتها، ارتباط خود را حفظ کنند.
مرزهای سالم کمک میکنند والدین و فرزندان هم به هم نزدیک بمانند و هم فرصت رشد فردی داشته باشند.
محبت زمانی سازندهتر میشود که در کنار توجه و حمایت، به استقلال و فضای شخصی هر فرد هم احترام گذاشته شود.
منابع برای مطالعه بیشتر:
۱.Soenens, B., & Vansteenkiste, M. (۲۰۱۰).
A Theoretical Upgrade of the Concept of Parental Psychological Control: Proposing New Insights on the Basis of
۲.kağıtçıbaşı, Ç. (۲۰۱۷)
Family, Self, and Human Development Across Cultures: Theory and Applications.
Routledge.
۳.کتاب: خانواده درمانی: مفاهیم و روشها-نشر: ارجمند-نویسنده:مایکل پی. نیکولز
۴.کتاب: والدین سمی-نشر:میلکان-نویسنده:سوزان فوروارد
