حمایت از فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) ممکن است با پرسشها و نگرانیهای زیادی همراه باشد. اطرافیان گاهی نمیدانند بهتر است درباره تجربه آسیبزا سؤال بپرسند، فرد را به صحبت کردن تشویق کنند یا به او فرصت بدهند تا هر زمان که آمادگی داشت، احساساتش را بیان کند.در چنین موقعیتهایی، شنیدن بدون قضاوت، احترام به مرزهای شخصی، توجه به نیازهای فرد و تشویق محترمانه به دریافت کمک تخصصی میتواند نقش مهمی در حمایت عاطفی داشته باشد. البته همراهی با فرد مبتلا به PTSD به معنای برعهده گرفتن مسئولیت درمان او نیست؛ بلکه هدف، ایجاد فضایی امن و حمایتکننده است که فرد در آن احساس درک شدن و احترام کند.
وقتی یک اتفاق تمام میشود، اما اثرش باقی میماند:
تصور کن یکی از نزدیکانت پس از تجربه اتفاقی آسیبزا، دیگر مثل گذشته رفتار نمیکند. شاید از بعضی مکانها دوری کند، شبها خواب راحتی نداشته باشد یا با شنیدن صدایی ناگهانی بهشدت مضطرب شود.ممکن است بخواهی کمکش کنی، اما ندانی چه بگویی یا چگونه رفتار کنی.گاهی حتی با نیت خیر میگوییم: «دیگه بهش فکر نکن» یا «باید گذشته رو فراموش کنی»، بدون اینکه بدانیم چنین جملههایی ممکن است احساس درک نشدن را در فرد بیشتر کنند.
برای حمایت از فرد مبتلا به PTSD، لازم نیست تمام تجربههای او را درک کنیم؛ مهم این است که احساساتش را جدی بگیریم و بدون قضاوت کنارش باشیم.اما این همراهی در عمل چه شکلی دارد؟
اختلال استرس پس از سانحه چیست؟
اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD یک وضعیت روانشناختی است که ممکن است پس از مواجهه با مرگ واقعی یا تهدید به مرگ، آسیب جدی یا خشونت جنسی ایجاد شود.این مواجهه میتواند مستقیم باشد یا در شرایط مشخص دیگری، مانند مشاهده رویداد یا آگاهی از وقوع آن برای فردی بسیار نزدیک، اتفاق بیفتد.فرد مبتلا ممکن است خاطرات ناخواسته، کابوس، اجتناب از یادآورهای حادثه، تغییرات منفی در خلق و افکار یا احساس خطر و گوشبهزنگی مداوم را تجربه کند.البته هر فردی که رویداد آسیبزا را تجربه میکند، لزوماً به PTSD مبتلا نمیشود. تشخیص این اختلال به بررسی تخصصی نشانهها، مدت آنها و تأثیرشان بر عملکرد فرد نیاز دارد.
شنیدن بدون قضاوت؛ اولین قدم حمایت:
گاهی فرد مبتلا به PTSD نیاز دارد درباره احساساتش صحبت کند، اما ممکن است آمادگی تعریف کردن جزئیات تجربه آسیبزا را نداشته باشد.بهتر است او را برای صحبت کردن تحت فشار نگذاریم.جملههایی مانند «اگه دوست داشتی حرف بزنی، من هستم» میتوانند حمایتکنندهتر از سؤالهای مکرر درباره حادثه باشند.همچنین بهتر است از مقایسه تجربه او با دیگران خودداری کنیم.یک رفتار کمککننده: وقتی فرد صحبت میکند، بدون عجله برای ارائه راهحل به حرفهایش گوش بده و احساساتش را کوچک نشمار.
احترام به مرزهای شخصی و حق انتخاب:
تجربه تروما ممکن است احساس کنترل فرد بر زندگی و محیط اطرافش را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، احترام به انتخابها و مرزهای شخصی او اهمیت زیادی دارد.برای مثال، ممکن است فرد در بعضی موقعیتها تمایلی به تماس فیزیکی، حضور در جمع یا صحبت درباره گذشته نداشته باشد.بهتر است بهجای تصمیم گرفتن از طرف او، نیازش را بپرسیم.مثلاً:«دوست داری کنارت بشینم یا ترجیح میدی کمی تنها باشی؟»حمایت مؤثر یعنی تا جای ممکن به فرد حق انتخاب بدهیم، نه اینکه تمام تصمیمها را بهجای او بگیریم.
وقتی فرد با یادآورهای تروما روبهرو میشود:
بعضی صداها، بوها، مکانها یا موقعیتها ممکن است خاطرات و واکنشهای مرتبط با تجربه آسیبزا را فعال کنند.این یادآورها گاهی باعث اضطراب شدید، احساس خطر یا تجربه دوباره بخشهایی از حادثه میشوند.اگر چنین اتفاقی افتاد، بهتر است آرام صحبت کنیم و از لمس ناگهانی فرد خودداری کنیم.میتوانیم بپرسیم:«الان چی کمکت میکنه احساس امنیت بیشتری داشته باشی؟»در صورت تمایل فرد، توجه به محیط اطراف یا رفتن به مکانی آرامتر ممکن است کمککننده باشد.قرار نیست او را مجبور کنیم فوراً آرام شود یا واکنشش را متوقف کند.
چرا گفتن «فراموشش کن» کمکی نمیکند؟
بعضی جملهها با نیت دلگرمی گفته میشوند، اما ممکن است تجربه فرد را بیاهمیت جلوه دهند.برای مثال:«دیگه گذشته، چرا هنوز ناراحتی؟»«بقیه هم اتفاقهای بدی تجربه کردن.»
«فقط مثبت فکر کن.»نشانههای PTSD صرفاً نتیجه فکر کردن ارادی به یک اتفاق نیستند که فرد بتواند بهسادگی متوقفشان کند.بهتر است بهجای چنین جملههایی بگوییم:«میدونم این شرایط برات سخته.»یا:«لازم نیست الان دربارهاش توضیح بدی. هر وقت خواستی میتونیم حرف بزنیم.»
گاهی یک واکنش همراه با احترام، بیشتر از تلاش برای تغییر فوری احساسات فرد کمک میکند.
کمک به حفظ ارتباط با زندگی روزمره:
PTSD ممکن است بر خواب، تمرکز، روابط اجتماعی و فعالیتهای روزمره تأثیر بگذارد.
اطرافیان میتوانند در صورت تمایل فرد، با کمکهای ساده و عملی همراه او باشند.برای مثال، همراهی در یک پیادهروی کوتاه، کمک به انجام بعضی کارهای روزمره یا فراهم کردن محیطی آرامتر میتواند مفید باشد.البته بهتر است کمک کردن به معنای کنترل برنامه زندگی فرد نباشد.
یک تمرین ساده: بهجای اینکه بگویی «باید بیشتر از خونه بیرون بری»، بپرس: «دوست داری امروز با هم یه قدم کوتاه بزنیم؟»پیشنهاد دادن همراه با حق انتخاب، معمولاً مناسبتر از اصرار کردن است.
حمایت از درمان، بدون تبدیل شدن به درمانگر:
PTSD قابل درمان است و روشهای تخصصی مؤثری برای آن وجود دارد.درمانهایی مانند درمان شناختیرفتاری متمرکز بر تروما، درمان پردازش شناختی (CPT)، مواجهه طولانیمدت (PE) و حساسیتزدایی و بازپردازش از طریق حرکات چشم (EMDR) از روشهای شناختهشده درمان این اختلال هستند.اگر فرد برای دریافت کمک تخصصی آمادگی دارد، میتوانیم در پیدا کردن متخصص مناسب یا هماهنگی مراجعه همراهش باشیم.اما بهتر است او را مجبور به تعریف جزئیات حادثه، مواجهه با موقعیتهای ترسناک یا انجام تمرینهای درمانی نکنیم.
نقش اطرافیان، حمایت از روند درمان است؛ نه اجرای درمان در خانه.
وقتی فرد از دیگران فاصله میگیرد:
گاهی فرد مبتلا به PTSD از جمعهای خانوادگی، دوستان یا فعالیتهایی که قبلاً دوست داشته فاصله میگیرد.این رفتار ممکن است به اجتناب، خستگی، تحریکپذیری یا احساس ناامنی ارتباط داشته باشد.بهتر است فاصله گرفتن او را فوراً نشانه بیعلاقگی یا بیاحترامی برداشت نکنیم.میتوانیم ارتباطی آرام و بدون فشار را حفظ کنیم.مثلاً:«میدونم شاید این روزها حوصله جمع رو نداشته باشی. هر وقت دوست داشتی با هم وقت بگذرونیم، خوشحال میشم.»
درعینحال، لازم نیست تمام رفتارهای آسیبزا یا بیاحترامیها را به دلیل وجود اختلال نادیده بگیریم.حمایت سالم با حفظ احترام و مرزهای دوطرفه همراه است.
مراقبت از خودِ فرد حمایتکننده:
همراهی با فرد مبتلا به PTSD ممکن است از نظر عاطفی دشوار باشد؛ بهویژه زمانی که نشانهها شدید یا طولانیمدت هستند.گاهی اعضای خانواده احساس خستگی، نگرانی یا درماندگی میکنند.مراقبت از خود در چنین شرایطی خودخواهی نیست.داشتن زمان استراحت، حفظ روابط اجتماعی و دریافت مشاوره در صورت نیاز میتواند به ادامه حمایت سالم کمک کند.برای حمایت از دیگری، لازم نیست تمام نیازهای خودمان را کنار بگذاریم.
یک مکث برای خودشناسی:
اگر یکی از نزدیکانت با PTSD زندگی میکند، چند دقیقه به شیوه حمایت خودت فکر کن:
۱. وقتی فرد از تجربههایش صحبت میکند، بیشتر گوش میدهم یا تلاش میکنم فوراً راهحل ارائه کنم؟ ۲. آیا به او اجازه میدهم درباره میزان و نوع حمایتی که نیاز دارد تصمیم بگیرد؟ ۳. وقتی رفتارهایش را درک نمیکنم، از او سؤال میپرسم یا درباره احساساتش قضاوت میکنم؟
۴. آیا در کنار حمایت از او، به سلامت روان و نیازهای خودم هم توجه دارم؟این سؤالها برای سرزنش کردن خودمان نیستند؛ هدف، شناخت رفتارهایی است که میتوانند به همراهی مؤثرتر کمک کنند.
دو باور رایج:
باور اول: «برای اینکه حالش بهتر بشه، باید درباره اتفاقی که افتاده حرف بزنه.»
واقعیت: صحبت درباره تجربه آسیبزا باید با آمادگی و انتخاب فرد همراه باشد. مجبور کردن او به بازگویی جزئیات حادثه ممکن است ناراحتی بیشتری ایجاد کند. پردازش تخصصی تروما بهتر است در چارچوب درمان مناسب انجام شود.
باور دوم: «اگه به اندازه کافی حمایتش کنیم، دیگه نیازی به درمان نداره.»
واقعیت: حمایت خانواده و دوستان ارزشمند است، اما جایگزین درمان تخصصی PTSD نیست. بسیاری از افراد برای کاهش نشانهها و بهبود عملکردشان به مداخلات حرفهای نیاز دارند.
چه زمانی بیشتر توجه کنیم؟
اگر فرد با کابوسهای مکرر، خاطرات آزاردهنده، اجتناب شدید، اختلال خواب یا مشکلات جدی در زندگی روزمره روبهروست، مراجعه به متخصص سلامت روان اهمیت دارد.همچنین اگر نشانهها پس از تجربه آسیبزا ادامه پیدا کردهاند یا شدت میگیرند، بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود.در صورت وجود افکار خودکشی، خطر آسیب به خود یا دیگران، یا شرایطی که امنیت فرد را تهدید میکند، باید فوراً از خدمات اورژانسی یا حمایتی مناسب کمک گرفت.تشخیص PTSD و انتخاب روش درمان، برعهده متخصص واجد صلاحیت است.
برای شناخت بیشتر:
شناخت بهتر واکنشهای هیجانی و وضعیت سلامت روان میتواند به فرد کمک کند درباره نیازهای خود آگاهانهتر تصمیم بگیرد.
در رهنا، چند آزمون وجود دارد که با جنبههایی از موضوع این مقاله ارتباط دارند.
۱. پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ-۲۸)
آیا فشارهای روانی بر خواب، عملکرد روزمره و وضعیت هیجانیات تأثیر گذاشتهاند؟
این پرسشنامه برای غربالگری برخی مشکلات سلامت روان عمومی طراحی شده است و حوزههایی مانند نشانههای جسمانی، اضطراب و اختلال خواب، اختلال عملکرد اجتماعی و نشانههای افسردگی را بررسی میکند.
۲. پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS)
وقتی احساسات شدیدی را تجربه میکنی، مدیریت آنها چقدر برایت دشوار است؟
این پرسشنامه به بررسی دشواریهای آگاهی، پذیرش و تنظیم هیجانها کمک میکند.
افرادی که تجربههای آسیبزا داشتهاند ممکن است در مدیریت بعضی هیجانها با چالش روبهرو شوند؛ هرچند این موضوع درباره همه افراد صدق نمیکند.
ارتباط با مقاله: شناخت دشواریهای تنظیم هیجان که ممکن است بر تجربه فرد و کیفیت روابط حمایتی تأثیر بگذارند.
۳. مقیاس استرس ادراکشده کوهن (PSS)
در زندگی روزمره چقدر احساس میکنی شرایط برایت فشارآور یا خارج از کنترلت هستند؟
این مقیاس میزان استرس ادراکشده فرد را در یک بازه زمانی مشخص بررسی میکند.
ارتباط با مقاله: شناخت میزان فشار روانی تجربهشده، بدون اینکه علت یا نوع اختلال را مشخص کند.
نکته مهم: هیچیک از این سه آزمون برای تشخیص PTSD طراحی نشدهاند و نمیتوان از نتیجه آنها برای تأیید یا رد این اختلال استفاده کرد. ارزیابی اختصاصی PTSD نیازمند ابزارهای معتبر مرتبط و بررسی بالینی است.
یادت باشه:
حمایت از فرد مبتلا به PTSD همیشه به معنای پیدا کردن جملهای مناسب یا ارائه راهحل نیست.
گاهی کافی است بدون قضاوت گوش بدهیم، به مرزهایش احترام بگذاریم و اجازه دهیم درباره نیازهایش صحبت کند.قرار نیست گذشته او را تغییر دهیم یا مسئولیت بهبودیاش را بهتنهایی برعهده بگیریم.حمایت مؤثر یعنی در کنار فرد باشیم، بدون اینکه اختیار و حق انتخابش را از او بگیریم.به نظرت در حمایت از فردی که تجربه آسیبزا داشته، شنیدن بدون قضاوت دشوارتر است یا احترام گذاشتن به نیاز او برای فاصله گرفتن؟
منابع علمی برای مطالعه بیشتر:
American Psychological Association. (۲۰۲۵). Clinical practice guideline for the treatment of posttraumatic stress disorder (PTSD) in adults.
Fortney, J. C., Garcia, N., Simpson, T. L., Bird, E. R., Carlo, A. D., Rennebohm, S., & Campbell, S. B. (۲۰۲۴). A systematic review of social support instruments for measurement-based care in posttraumatic stress disorder. Current Psychology, ۴۳, ۲۰۰۵۶–۲۰۰۷۳.



